{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا که از ازلم با تو آشنائی هست

بیا که از ازلم با تو آشنائی هست
زعکس روی تو در دیده روشنائی هست

بدل زچشم خرابت خرابی و مستی
بجان زباده لعل تو جانفزائی هست

«فیض کاشانی»
دیدگاه ها (۴)

ای که گفتی مرو اندر پی خون خواره خویشبا کسی گوی که در دست عن...

تا شمع تو افروخت پروانه شدم با صبر ز دیدن تو بیگانه شدم در...

بزرگی را گفتند دلت چه میخواهد؟گفت: «آنکه دلم هیچ نخواهد!!»

کویرم، یک کویر خشک و تنها،کویر هم صحبت اش باد و سرابه،کویر ر...

🍷مستی در شب🍷 🪐P29🪐مراسم عقد عاقد داره خطبه می‌خون...

پارت چهارم تقدیمتون

رمان دختر خاص پارت 22صبح روز بعد، ات با یه احساس عجیب از خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط