{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
آینه جوابم کرد‌ چون چشمش افتادم
چون قصه بی پایان در رهگذر بادم
آینه نمی‌داند در دل چه غمی دارم
میخندم و شاد اما فی الواقع که گریانم
تصویر نمیسازم آینه نمیخواهد
من ذکر نمی‌گویم او دل که نمی‌داند
خاک بر سر و رو دارد بس آنکه تماشاچیست
پیغام فرستاده‌...
این چیست چه سیمایی ست...؟!!!
.
.

ترانه از
محمد اکبرجانی
.
🎀🎀🎀
دیدگاه ها (۱)

..چه کارا می‌کنی با این دل مندلی که کنج تنهایی نشستهدلی که ب...

.هر بار می‌دیدم ازت چیزی به شکل درد بوداصلأ نفهمیدی من و چون...

..دارم میرم خداحافظنپرسی حالی از حالمتمام معرفت این بود...؟!...

.هی بهم گفت برومن نگفتم به کجاهمه حرفاشو زدخیلاشو اشتباهمن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط