هر بار میدیدم ازت چیزی به شکل درد بود
.
هر بار میدیدم ازت چیزی به شکل درد بود
اصلأ نفهمیدی من و چون جنس قلبت سرد بود
بازیچه دستات شدم بازی به بازی باختم
دریاچه شور چشات کلبه مثه یخ ساختم
میرفتم و میدیدم و میخندی از دردای من
کاری با من کردی خودت دستای لرز و سرد من
حالی که بد بودم ازت رو میزنم جایی کنار
منبعد این سعی منه بی تو بتونه راه بیاد
بی تو بتونه بشکنه سدای بسته راهشو
حتی اگه یاری کنه بارون بشوره خاکشو...!!!
.
.
ترانه از
محمد اکبرجانی
.
🎀🎀🎀
هر بار میدیدم ازت چیزی به شکل درد بود
اصلأ نفهمیدی من و چون جنس قلبت سرد بود
بازیچه دستات شدم بازی به بازی باختم
دریاچه شور چشات کلبه مثه یخ ساختم
میرفتم و میدیدم و میخندی از دردای من
کاری با من کردی خودت دستای لرز و سرد من
حالی که بد بودم ازت رو میزنم جایی کنار
منبعد این سعی منه بی تو بتونه راه بیاد
بی تو بتونه بشکنه سدای بسته راهشو
حتی اگه یاری کنه بارون بشوره خاکشو...!!!
.
.
ترانه از
محمد اکبرجانی
.
🎀🎀🎀
- ۱۳.۹k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط