سرنوشت
سرنوشت
پارت ۷ :
ویو صبح ات : صبح از خواب بیدار شدم و از اتاقم اومدم بیرون
× بیداری
+ اره بدو بریم کمپانی دیشب گفتم میرم کمپانی حالم خوب بود
× نه نباید میرفتی اگه میرفتی وایجی بهت سخت میگرفت
+ خب الان که بد تره
× نه وایجی خودش بهم گفت برید خونه خودتون
+ خب وایجی که خوبه سخت نمیگیره
× دروغ گفتم 😅
یه چشم خیره بهش رفتی و دیدی صبحونه ندارید
+ هی چرا صبحونه نداریم
× صبحونه میخوای چیکار کمپانی صبحونه داره
سریع لباس هاتون را پوشیدید و به سوی کمپانی راه افتادید رسیدید کمپانی وقتی وایجی تو را دید نزدیک اومد
¢ دختر خوبی
+ اره خوبم نگران من نباشید
¢ اهان میتونی بری استراحت کنی اتاقت
+ نه مرسی دیروز به اندازه کافی استراحت کردم الانم میرم اتاق تمرین
¢ برو ولی به خودت فشار نیار
+ حتمی ممنون بابت نگرانیت
رفتی اتاقت و چون هوا گرم بود و میخواستی تمرین کنی یه لباس باز پوشیدی که خیلیم چشبون بود و با یک شورتک خیلی کوتاه رفتی اتاق تمرین و کولر را روشن کردی ولی دما را سرد نکردی چون سرما نخوری
ویو هیونجین :
امروز از خواب بیدار شدم و تصمیم گرفتم که برم کمپانی وایجی و یک سر به ات بزنم ببینم بهتره یا نه به اعضا نگفتم تا اون ها با من نیاند صبحونه ام را خوردم و به طرف کمپانی حرکت کردم
داشتی میرقصیدی که جینهو اومد تو و برات بطری اب و غذا اورده بو
× اینا را بخور به خودت هم سخت نگیر ببین چقدر عرق کردی
+ نگران نباش خوبم ( با یه لبخند ملیح)
جینهو از اتاق رفت بیرون و اهنگ را گذاشتی که یهو صدای در اومد اهنگ را قطع کردی که هیونجین وارد شد خیلی شوکه شده بودی ولی نشون ندادی تعظیم کردی چون لباست چسبون بود و اندامت پیدا بود که حوله انداختی روی شونت
علامت هیونجین -
+ سلام هیونگ
- سلام بهتری ( با لحن سرد حرف میزد)
+ اره خوبم خدا را شکر . اینجا چیکار میکنی
- اومدم سرت بزنم ببینم بهتری یا نه که خدا را شکر بهتری
+ به من سر بزنی ( با تعجب )
- اره
+ پس بقیه اعضا کجاند
- ام ..ام ..اونا کار داشتند گفتند من بیام بپرسم بعد به اون هام خبر بدهم
+ اهان ممنون
- خب من رفتم خدافظ
+ خدافظ
هیونجین رفت بالاخره تونستی حرف بزنی نفس کشیدی ضربان قلبت بالا بود و ذوق داشتی ولی جلوی ذوقت را گرفتی ولی از ذوق خندت گرفت بعد وایجی صدات زد
¢ ات بیا جلسه داریم ( داد ولی اون داد مامان ها که جیغ نیست)
+ اومدمممممم ( داد مثل وایجی)
منتظر باشید منم منتظر نظرتونم 😍
پارت ۷ :
ویو صبح ات : صبح از خواب بیدار شدم و از اتاقم اومدم بیرون
× بیداری
+ اره بدو بریم کمپانی دیشب گفتم میرم کمپانی حالم خوب بود
× نه نباید میرفتی اگه میرفتی وایجی بهت سخت میگرفت
+ خب الان که بد تره
× نه وایجی خودش بهم گفت برید خونه خودتون
+ خب وایجی که خوبه سخت نمیگیره
× دروغ گفتم 😅
یه چشم خیره بهش رفتی و دیدی صبحونه ندارید
+ هی چرا صبحونه نداریم
× صبحونه میخوای چیکار کمپانی صبحونه داره
سریع لباس هاتون را پوشیدید و به سوی کمپانی راه افتادید رسیدید کمپانی وقتی وایجی تو را دید نزدیک اومد
¢ دختر خوبی
+ اره خوبم نگران من نباشید
¢ اهان میتونی بری استراحت کنی اتاقت
+ نه مرسی دیروز به اندازه کافی استراحت کردم الانم میرم اتاق تمرین
¢ برو ولی به خودت فشار نیار
+ حتمی ممنون بابت نگرانیت
رفتی اتاقت و چون هوا گرم بود و میخواستی تمرین کنی یه لباس باز پوشیدی که خیلیم چشبون بود و با یک شورتک خیلی کوتاه رفتی اتاق تمرین و کولر را روشن کردی ولی دما را سرد نکردی چون سرما نخوری
ویو هیونجین :
امروز از خواب بیدار شدم و تصمیم گرفتم که برم کمپانی وایجی و یک سر به ات بزنم ببینم بهتره یا نه به اعضا نگفتم تا اون ها با من نیاند صبحونه ام را خوردم و به طرف کمپانی حرکت کردم
داشتی میرقصیدی که جینهو اومد تو و برات بطری اب و غذا اورده بو
× اینا را بخور به خودت هم سخت نگیر ببین چقدر عرق کردی
+ نگران نباش خوبم ( با یه لبخند ملیح)
جینهو از اتاق رفت بیرون و اهنگ را گذاشتی که یهو صدای در اومد اهنگ را قطع کردی که هیونجین وارد شد خیلی شوکه شده بودی ولی نشون ندادی تعظیم کردی چون لباست چسبون بود و اندامت پیدا بود که حوله انداختی روی شونت
علامت هیونجین -
+ سلام هیونگ
- سلام بهتری ( با لحن سرد حرف میزد)
+ اره خوبم خدا را شکر . اینجا چیکار میکنی
- اومدم سرت بزنم ببینم بهتری یا نه که خدا را شکر بهتری
+ به من سر بزنی ( با تعجب )
- اره
+ پس بقیه اعضا کجاند
- ام ..ام ..اونا کار داشتند گفتند من بیام بپرسم بعد به اون هام خبر بدهم
+ اهان ممنون
- خب من رفتم خدافظ
+ خدافظ
هیونجین رفت بالاخره تونستی حرف بزنی نفس کشیدی ضربان قلبت بالا بود و ذوق داشتی ولی جلوی ذوقت را گرفتی ولی از ذوق خندت گرفت بعد وایجی صدات زد
¢ ات بیا جلسه داریم ( داد ولی اون داد مامان ها که جیغ نیست)
+ اومدمممممم ( داد مثل وایجی)
منتظر باشید منم منتظر نظرتونم 😍
- ۸۲
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط