سرنوشت
سرنوشت
پارت ۸ :
اول به سمت اتاقم رفتم لباس هام را عوض کردم که یک شلوار بگ لی با یک نیم تنه پوشیدم و رفتم به سمت اتاق جلسه در زدم و رفتم نشستم
¢ خب بچه ها ببینید یک مسافرت داریم که همه گروه ها هستند
+ یعنی چی همه ؟؟
¢ یعنی همه گروه های کمپانی ما و کمپانی جی وای پی و چند کمپانی دیگه
+ واقعا ( با ذوق و تعجب )
¢ بله خانم کیم
به جینهو و هم گروهی هات نگاه کردید بعدم به جنی نگاه کردید
+ نونا شما هم میاند
$ اره دیگه عزیزم همه میایم
+ وای قراره خیلی خوش بگذره . حالا کی میریم ؟؟
¢ ام.. امشب ساعت ۳
همه با تعجب گفتید ۳ شب
+ اخه چرا اینقدر دیر گفتید الانم که ساعت ۹ است
¢ خب تازه قطعی شد که میریم بعدم مکه میخواید چیکار کنید ۶ ساعت وقت دارید ماهم ساعت ۳ شب که راه میوفتیم ساعت ۹ صبح میرسیم
+ خب میخوایند حداقل نیم ساعت بخوابیم
¢ برید سریع به اتاق هاتون و وسایلتون را جمع کنید
با همگروهی هاتون به سوی اتاقتون رفتید و شروع کردید به جمع کردن و بعدم رفی حمام و خیلی خوشگل شدی جینهو هم همین طور تا ساعت ۱۲ همه کار هاتون را کردید و اون ۳ ساعت خوابیدید ساعت ۳ بلند شدیو و با چمدونتون بیرون رفتید استری کیدز و بلک پینک و ایتزی و ایو ( گروهی که وونیونگ توشه) و آیزوان و بیبی مانستر و .... اونجا بودند چشمت فقط روی هیونجین بود که جینهو زد بهت
× وایییییی ات لینو را ببین چقدر کراش شده واییییییی
واکنشی نشون ندادی وایجی صداتون زد
¢ جمع بشید بچه ها که بگم با چه کسانی توی یک ماشینید
همه جمع شدید و وایجی شروع به خوندن کرد
¢ ماشین شماره یک لیسا ، وونیونگ ، یجی ، چریونگ، جویوری ماشین شماره دو هیونجین ، بنگچان ، ات ، و....
اسمت را که صدا زد تعجب کردی و یک نگاه به هیونجین کردی و اونم یک نگاه به تو کرد بعد جینهو بهت گفت
× خوش بگذره
+ درد ببند دهنتا
جینهو داشت بهت میخندید که وایجی گفت
¢ خب حالا میخوام ماشین شماره ۳ را بخونم
پایان . ادامه دارد ....
پارت ۸ :
اول به سمت اتاقم رفتم لباس هام را عوض کردم که یک شلوار بگ لی با یک نیم تنه پوشیدم و رفتم به سمت اتاق جلسه در زدم و رفتم نشستم
¢ خب بچه ها ببینید یک مسافرت داریم که همه گروه ها هستند
+ یعنی چی همه ؟؟
¢ یعنی همه گروه های کمپانی ما و کمپانی جی وای پی و چند کمپانی دیگه
+ واقعا ( با ذوق و تعجب )
¢ بله خانم کیم
به جینهو و هم گروهی هات نگاه کردید بعدم به جنی نگاه کردید
+ نونا شما هم میاند
$ اره دیگه عزیزم همه میایم
+ وای قراره خیلی خوش بگذره . حالا کی میریم ؟؟
¢ ام.. امشب ساعت ۳
همه با تعجب گفتید ۳ شب
+ اخه چرا اینقدر دیر گفتید الانم که ساعت ۹ است
¢ خب تازه قطعی شد که میریم بعدم مکه میخواید چیکار کنید ۶ ساعت وقت دارید ماهم ساعت ۳ شب که راه میوفتیم ساعت ۹ صبح میرسیم
+ خب میخوایند حداقل نیم ساعت بخوابیم
¢ برید سریع به اتاق هاتون و وسایلتون را جمع کنید
با همگروهی هاتون به سوی اتاقتون رفتید و شروع کردید به جمع کردن و بعدم رفی حمام و خیلی خوشگل شدی جینهو هم همین طور تا ساعت ۱۲ همه کار هاتون را کردید و اون ۳ ساعت خوابیدید ساعت ۳ بلند شدیو و با چمدونتون بیرون رفتید استری کیدز و بلک پینک و ایتزی و ایو ( گروهی که وونیونگ توشه) و آیزوان و بیبی مانستر و .... اونجا بودند چشمت فقط روی هیونجین بود که جینهو زد بهت
× وایییییی ات لینو را ببین چقدر کراش شده واییییییی
واکنشی نشون ندادی وایجی صداتون زد
¢ جمع بشید بچه ها که بگم با چه کسانی توی یک ماشینید
همه جمع شدید و وایجی شروع به خوندن کرد
¢ ماشین شماره یک لیسا ، وونیونگ ، یجی ، چریونگ، جویوری ماشین شماره دو هیونجین ، بنگچان ، ات ، و....
اسمت را که صدا زد تعجب کردی و یک نگاه به هیونجین کردی و اونم یک نگاه به تو کرد بعد جینهو بهت گفت
× خوش بگذره
+ درد ببند دهنتا
جینهو داشت بهت میخندید که وایجی گفت
¢ خب حالا میخوام ماشین شماره ۳ را بخونم
پایان . ادامه دارد ....
- ۹۸
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط