{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رها کن

رها کن
نفسی را که حبس کرده ای
رها کن چشمت را
من که دریا نیستم
و تو خوب می دانی
در مه ای
که از هوای تو برخاسته
غرق شدن
مردن نیست

#یاور_مهدی_پور

از کتاب؛ #دم_دمای_تو
دیدگاه ها (۱)

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

روحش به پاییز تعلق داشت؛به خش خش برگ ها و هواى مه آلود، به ن...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت نــوزدهــم سـی آگـ...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

گاهی شلوغی‌های دنیا آن‌قدر زیاد می‌شود که یادمان می‌رود یک ن...

بسم الله الرحمن الرحیم برخی روز و شب، غصه می خورند و خود را ...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

پارت ۲۷ — «پاکت مرموز»همه دور میز جمع شده بودن و به پاکتی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط