{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک عمر به سودای لبش سوختم و آه

یک عمر به سودای لبش سوختم و آه
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد 😩 😛 ❤ ️
دیدگاه ها (۲)

تنگنای آغوشت قفسی می شود دوست داشتنی برای نفس هایم دوست دارم...

به خدا غیر خودم چشم بدوزی به کسی مثل مو‌ در جهت باد ، به هم ...

عشق است و همین لذتِ رسواییِ عالمعاشق که شوی عقل به سر راه ند...

آیا ندیدیخورشید از انگشتانِ کسی که،دوستش میداری طلوع می‌کند؟...

رفت و غزلــم چشم به راهش نگران شد  دلشـــوره مــا بــود دل آ...

خون و عسل

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط