سنگ...

سنگ...

مگر در آن صبح غریب اولین نقش ها و کلمات را نیاکان بیابان گردمان بر سنگ ها نتراشیدند

مگر نانِ مان را از زیر سنگ بیرون نمی آوریم؟

و نامِ مان به شتاب نمی رود که بر سنگ نوشته شود...

سنگ ما را کسی به سینه نزد...!

و تا سرمان به سنگ نخورد آدم نشدیم...

عباس صفاری*
دیدگاه ها (۱)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_34فصل پانزدهم |...

part 11

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

بین‌الحرمین؛ از ضریح شمس‌الشموس تا مزار آقای شهید ایران✍ سید...

My lovely neighbor part : 64

.گفتند چرا سنگ ...گفتیم مگر در آن صبح غریب...اولین نقش‌ها و ...

گفتند: چرا «سنگ» ؟!گفتیم : مگر در آن صبح غریباولین نقش ها و ...

من تنهایی را زندگی کردم ...درست از همان روزی که وسط سال تحصی...

ایام محرم بود و به تاسوعا و عاشورا چند روز بیشتر نمانده بودر...

گلچین تک بیتی و دو بیتی مظلوم یعنی ...مظلوم میخواهی بگو تا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط