{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم
فیک لوسیفر
تهیونگ
داشتم توی خیابون ها راه میرفتم هنوز کتم جای بال هام درد میکرد داستم اینور و اونور رو نگاه میکردم که صدای داد یه دختر اومد که میگفت دختر جون حواست کجاست جلوت رو نگاه کن
به سمتش برگشتم و یه دختر رو دیدم با یه لباس سفید خیلی باز که به زور بدنش رو گرفته بود و یه دختر که همش معذرت خواهی میکرد وقتی چشمم به اون دختره که معذرت خواهی میکرد خورد مردمک چشمم رفت و چشماما برای چند ثانیه سفید شد و بعد برگشت
با پوزخند و نگاه خبیسانه زیر لب گفتم سوژه دیده شد.....
ماریان
از اون خانم زیبا معذر خواهی کردم و شروع به راه رفتن کردم از توی کیفم هنسفریمو دراوردم و گذاشتم توی گوش قدم میزدم سمت بیمارستان
تهیونگ
تهیونگ
سوت میزد و پشت سر دختره راه میرفتم و نگاهش میکردم
این دختره خیلی بهتر از این حرف هاست
جونگکوک
نشسته بودم توی کافه ای که همیشه به وقتی زمین میومدم میام
یه دختر رو دیدم که با یه لباس خیلی باز وارد شد فهمیدم این همون دخترست.
امیلی
رفتم داخل کافه و یه قهوه خریدم و دیدم یکی داره نگاهم میکنه یه پسر جذاب که بهش میومد پولدار باشه سوژه ی خوبی بود برم کار امشبم رو دربیارم.
رفتم جلوش نشستم و با اشوه شروع حرف زدن کردم و گفتم: اوپا دلت نمیخواد امشب با من حال کنی مطمئن باش یه کاری میکنم بهت خوش میگذره نظرت چیه؟ (درحالی که پام رو از زیر میز میمالیدم به پاش حرف زدم)
جونگکوک
اومد جلوم نشست بهم پیشنهاد داد امشب رو باهم حال کنیم
تکیه ام رو از صندلی گرفتم و روی میز خم شدم و گفتم درازاش چی میخوای؟
امیلی:شاید پول
جالب شد پس یه شب رو با من میگذرونی ‌ پول میگیری . جالبه
خب حالا دختر جون چند سالته ؟
امیلی:به سنم چیکار داری بگو میخوای یا نه
باشه امشب ساعت هفت بیا بار اسپار
امیلی:چه سلیقه ی گرونی داری ددی
فعلا بای
خداحافظ
ماریان
رسیدم به بیمارستان کودکان بی سرپرست من اینجا کار میکردم هنسفری ام رو دراوردم و وارد بیمارستان شدم به تمام بچه ها سلام کردم و رفتم داخل رختکن و لباس هامو عوض کردم و فرم بیمارستان رو پوشیدم و اومدم بیرون که سوفیا دختری که من ازش مراقبت میکردم پرید بغلم و منم تو هوا چرخوندمش
تهیونگ
باهاش وارد بیمارستان بود من از بچه ها متنفرم ولی به نظر میاد این دختره از بچه ها بدش نمیاد کاری میکنم از بچه ها حالت بهم بخوره دیدم یه دختره پرید بغلش تو هوا چرخوندش و باهم حرف میزدن .


به نظرتون جونگکوک قراره با امیلی کاری کنه؟
حتما نظر بدین منتظر کامنت های قشنگتون هستم
دیدگاه ها (۱)

این ادیت مربوط به فیکشن *زیبای من* هست که به زودی آپ میشه.نظ...

فیک رز من به زودی اپ میشه

لوسیفر پارت اولبزار از اول شروع کنم ...از جایی که لوسیفر شرو...

فیکشن

فیک تهیونگ

پارت ۲ تنها امید زندگیم ویو ات سریع به بیمارستان رفتم و تهیو...

خون آشام عزیز (93)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط