روزی، مردی در زندگی خویش به پوچی رسید،
روزی، مردی در زندگی خویش به پوچی رسید،
لذا تصمیم به خودکشی گرفت.بروي پل ایستاد و دور گردن خود طناب بزرگی بست.
سمت دیگر طناب را به ميله هاي پل گره زد. مقداری سم نوشید و لباس خود را به آتش کشید.
بلافاصله به سمت پایین پرید و در همان لحظه با هفت تیر به سوی خود شلیک کرد.
گلوله به خطا رفت و طناب بالای سرش را برید.
او که از خطر حلق آویز شدن جان سالم به در برده بود، به داخل آب سقوط کرد.
آب شعله های آتش را خاموش کرد و استفراغ سم را از بدنش خارج ساخت.
توسط یک ماهیگیری از آب خارج و به بیمارستان منتقل شد.
در بیمارستان بود که به خاطر نبود امکانات و دارو جان ب جان افرین تسلیم کرد ...
لذا تصمیم به خودکشی گرفت.بروي پل ایستاد و دور گردن خود طناب بزرگی بست.
سمت دیگر طناب را به ميله هاي پل گره زد. مقداری سم نوشید و لباس خود را به آتش کشید.
بلافاصله به سمت پایین پرید و در همان لحظه با هفت تیر به سوی خود شلیک کرد.
گلوله به خطا رفت و طناب بالای سرش را برید.
او که از خطر حلق آویز شدن جان سالم به در برده بود، به داخل آب سقوط کرد.
آب شعله های آتش را خاموش کرد و استفراغ سم را از بدنش خارج ساخت.
توسط یک ماهیگیری از آب خارج و به بیمارستان منتقل شد.
در بیمارستان بود که به خاطر نبود امکانات و دارو جان ب جان افرین تسلیم کرد ...
- ۵۰۱
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط