{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبر نداری از دلم که ساده درد می کند

خبر نداری از دلم که ساده درد می کند

از این دلی که بی تو بی اراده درد می کند


مدام ذهن خسته ام تو را مرور می کند

سَرَم،سَرَم، خدا،که فوق العاده درد می کند


به جاده می زنم ولی چقدر پای عاشقم

از اینکه بی تو می رود پیاده درد می کند


گله ندارم و غم ِ تو را به دوش می کشم

فقط شنیده ام که دوش ِ جاده درد می کند


تمام تار و پود من ، از اینکه بی خیال ، تو

دلت به من اهمیت نداده درد می کند
دیدگاه ها (۱۲)

یه روزی عاشقت شدم بچه بودیم یادش بخیرهیشکی نفهمید حالمو حتی ...

ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥﮐﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺟﻤﻌﺸﺎﻥ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥﭼﺮﺍ ...

سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویش...

من مثل حس و حال غزل ، دوست دارمتاز ابتدای روز ازل... دوست دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط