{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز شرم سر انگشت من پیشانی‌ات تر می‌شود

ز شرم سر انگشت من پیشانی‌ات تر می‌شود
عطر تنت می‌پیچد و دنیا معطر می‌شود
گیسوت تابی می‌خورد، می‌لغزد از بازوی تو
از شانه جاری می‌شود چون آبشاری موی تو

چون برگ گل در بسترم می‌گسترانی بوی خود
من را نوازش می‌کنی بر مهربان زانوی خود

آسیمه می‌خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا؟ تنها نرو من را ببر
دیدگاه ها (۶)

سلام به همهٔ دوستای گل ومهربونم امیدوارم که روزو شب خوب وشا...

کاش بچه میموندیم....

برمن بچشان تلخ ترین زلزله ها را چون بغض رساندی به لبم این گل...

ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺎﻧﯽ ﻣﻌﯿﻮﺏ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺍﺷﻚ ﺩﯾ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 9✦.....................

مرد سایه ها 19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط