{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞
𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶
ویو: ات
دیشب تا سرم رو روی بالش گذاشتم، از شدت خستگی مثل مرغ خوابم برد.
...
وقتی چشمام رو باز کردم، اولین کاری که کردم این بود که گوشیم رو برداشتم.
۱۲:۰۲
چند ثانیه به صفحه زل زدم.
+ اوه... پس نتیجه می‌گیریم ظهر بیدار شدم.
با کلی کش از روی تخت بلند شدم.
کارهای لازمم رو انجام دادم و رفتم پایین.
بابا روی مبل نشسته بود و توی گوشیش بود.
یه نگاه بهش کردم.
انگار خیلی خسته بود.
+ ظهر بخیررر بابایییی.
بابا فقط سرش رو بلند کرد و یه لبخند کوچیک زد.
* ظهر بخیر، دخترم.
نمی‌دونم چرا...
ولی از دیشب، بعد از اینکه با ی مردی حرف زد، انگار یه چیزی تو فکرش گیر کرده بود.
هرچی بود...
حسابی ذهنش رو مشغول کرده بود.
شونه‌هام رو بالا انداختم و رفتم سمت میز.
غذام آماده بود.
دیگه مثل یه گشنه افتادم به جون غذا.
اون‌قدر خوردم...
اون‌قدر خوردم...
که آخرش حس کردم اگه یکی هلم بده، قل می‌خورم.
+ وای... دیگه نمی‌تونم تکون بخورم.
با هزار بدبختی از جام بلند شدم.
چون هیچ کاری نداشتم، خودم رو پرت کردم روی مبل.
کنترل تلویزیون رو برداشتم.
+ خب... امروز فقط فیلم می‌بینم.

ویو: جونگ‌کوک
دیشب تقریباً تا صبح خواب به چشمم نیومد.
تمام فکرم درگیر یه چیز بود...
انتقام از ویکتور.
همون موقع صدای در اومد.
سه‌اون: ارباب...
_ بیا تو.
سه‌اون وارد اتاق شد و یه پوشه روی میز گذاشت.
سه‌اون: ارباب، اطلاعات دختر ویکتور.
نگاهی بهش کردم.
_ بذارش روی میز... می‌تونی بری.
بعد از رفتنش، پوشه رو باز کردم.
دیشب بهش دستور داده بودم...
همه چیز رو درباره‌ی ات پیدا کنه.
نام: پارک ات
سن: ۲۵ سال
مادرش را در کودکی از دست داده و تنها سرپرستش ویکتور پارک است...
چند لحظه به برگه خیره موندم.
_ ات...
اسمش رو زیر لب تکرار کردم.
همون دختر پر روی دیشب...
لبخند سردی روی لبم نشست.

#رمان#فیکشن#بی‌تی‌اس#فیک#رمان‌مافیایی
#jin#suga#jhope#namjoon#jimin#taehyung#jung‌kook
#جین#شوگا#جیهوپ#نامجون#جیمین#تهیونگ#جونگ‌کوک
#بی‌تی‌ای#بنگتن#رمان‌جونگ‌کوک
دیدگاه ها (۲)

عررررررر مرسیــــــــــــــــ🛐🛐🛐💜💜💜

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁷ویو: اتفیلم تازه داشت به قسمت هیج...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵ویو: اتبابا با یه نگاه معنی‌دار ب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴بعد سرم رو بالا آوردم.دختری مقابل...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁹ویو: جونگ‌کوکچند دقیقه گذشت.هنوز...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁸ویو: جونگ‌کوکگوشی روی میز لرزید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط