{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو از اتک ان تایتان{حمله به تایتان}

سناریو از اتک ان تایتان{حمله به تایتان}
وقتی معلمشون میشی
________________________________________
____________

ارن:
«همیشه کله شق است و بدون فکر کردن کاری را انجام میدهد هروز میبینی جلو اینه میگه تاتاکاعه و تو هم تعجب میکنی و همیشه با جان دعواش میشه توی مدرسه و جان و ارن را از هم جدا میکنید» -_-|||

آرمین:
«همیشه در درس هایش خوب هست و تو هم و بقیه معلم ها آرمین را دوست دارید و به عنوان دانش اموز نمونه و باهوش میشناسیدش» ◕‿◕

میکاسا:
«دانش اموز خوب و ساکتی است و در طول گرما هم شال در گردن اش است و توی هر کلاس به ارن نگاه میکنه و هر بار توی راهرو ی مدرسه ارن ارن میکنه ولی میکاسا با این حال دختر قوی است و درس هایش عالی است و همیشه مراقب ارن هست و دوسش داره» ^o^

جان:
«همیشه پیش معلم ها خودشیرینی میکنه که انقدر پیش تو خودشیرینی کرده که تو صاف جلو چشماش منفی گذاشتی و جان همیشه به میکاسا نگاه میکنه و میکاسا را دوست داره و همش با ارن دعواش میشه» :-(

ساشا:
«همیشه این بنده خدا گرسنش است و همیش توی کلاس قایمکی غذا میخوره که تو یکبار مچش را گرفتی و ساشا را بیرون میکنی از کلاس و میبینی باز هم داره خوراکی میخوره ولی چاق نمیشه😂»

هانجی:
«خودش که دیگه بزرگ شده و دانش اموز نیست ولی لگه دانش اموز تو بود موهای سرت سفید بود ولی هانجی با این حال ادم خوبیه» ^_~

******************************************************
خب خب سناریو تمام شد و هیچکس درخواستی نداده بود من هم از انیمه ی مورد علاقه ام سناریو گذاشتم بوس بهتون خدافظ❤☺️ ( ˘ ³˘)❤
دیدگاه ها (۹)

خانومان داداشان سلام 🦍 آره دیگه ایشون هیمه هستن اوسی اتک 🤡 م...

اینم پارت اول رمان رویا

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۲هنو...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²﴿ویو ات﴾همه‌ی حیاط در سکوت فرو رفته بود...

پارت چهاردهم | تلهصبح روز بعد، مدرسه مثل همیشه شلوغ بود.لیان...

اینم پارت ۴ رویادنبالم کن تا پارت بعدی این رمان رو ببینی تو...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط