{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینم پارت اول رمان رویا

پارت دوم رو هم براتون میزارم
منتظر باشید



part 1______ رویا
( در این سناریو شما ا/ت هستید )
وای امروز آروم ترین روز زندگیمه از وقتی تایتان ها حمله کردن البته
خب شاید برای همه ی گروه شناسایی باشه
ولی برای فرمانده ها نیست
اونها امروز سخت در حال تحقیق راجب ارن و قدرت های تایتانیش هستن
فرمانده هانجی خیلی برای امروز ذوق داشت
چون امروز برای اولین بار
بعد از مبارزه با آنی قرار بود که
ارن هم قدرت سفت شدن
رو کاملا کشف کنه
آیییییی این صدا چی بود

جان:چه اتفاقی اون بیرون داره میوفته؟

میکاسا:نمیدونم ولی فکر کنم ارن تو دردسره
میکاسا با عجله بلند شد و به سمت در حرکت کرد.

ا/ت:وایسا میکاسا، یادته سری قبلی که با عجله و بدون فکر وسط آزمایش ظاهر شدی و ارن رو هانجی سان هواسشون پرت شد و ارن اشتباهی نزدیک بود هانجی سان رو له کنه.

میکاسا:آره ا/ت تو درست میگی
ولی باید بفهمیم صدای چی بوده
ممکنه ارن تو دردسر باشه

ا/ت:مطمئنم هانجی سان و لیوای هچو بهمون میگفتن اگه این اتفاق میوفتاد

ذهن میکاسا*:وای اگه ارن
سفت شده باشه
و اون تو گیر کرده باشه چی ؟
اگه رم کرده باشه و
اون لیوای کشته
باشتش چی؟ من نمیخوام
دوباره کسی رو از دست بدم.

جان: میکاسا تا من اینجام
چی کار به ارن داری ؟!

میکاسا با بی توجهی
به جان رفت و سر جاش نشست



کپی ممنوع 🚫

#اطلاعات#

#باکودکو #باکوگو #کاچان #کاتسوکی #ایزوکو #دکو #میدوریا #باکوگو_کاتسوکی #مای_هیرو #ایزوکو_میدوریا
دیدگاه ها (۰)

می‌خوام با این توصیف هایی که کردم رمان بنویسم اگه دوست داشتی...

#نیما_تکیدو #نیماتکیدو #نیواد #محمد #کام_تا_لام #چنل #یوتیوب...

𝐍𝐨𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐥𝐚𝐬𝐭𝐬 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫. Part=۱ ...

خانواده اتک ان تایتان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط