{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت

"سرنوشت"
p,16
.
.
.
ویو کوک *
.
خواب بودیم که یهو در محکم باز شد .. کارلا با موهای بهم ریخته با ا/ت که با تاپ شلوار و من با بالاتنه ی لخت تو بغل هم بودیم مواجه شد ..
.
ا/ت : چته حیوون خواب بودیما ( کفری خوابالو)
.
همه جمع شدن جلو اتاق .‌‌

کارلا : شما دوتا چرا پیش هم خوابیدیننن
.
کوک : به تو چه حالا هم برین بیرونن
.
ویو ا/ت *
.
همه از ترس جونگ کوک از اتاق رفتن بیرون... بلند شدیم و جونگ کوک شروع کرد به غر غر کردن ...
.
کوک : دختره ی خراب نمیگه شاید لخت باشیم بدون در زدن میاد از اون ور اون داداشش که چشمام همینجوری بین دختراس اهههه همشون خرابن ... جن..
.
ا/ت : ( پرید وسط حرفش ) باشه باشه بسه ..
.
کوک : میرم دوش بگیرم تا تو لباساتو عوض کنی منم میام باهم بریم پایین ..
.
ا/ت : باشه
.
رفتم سمت دستشویی و صورتمو شستم رفتم سمت کمد لباسام و ی تیشرت با شلوار برداشتم و پوشیدم ... جلوی آینه موهامو شونه کردم و دم اسبی بستم روی تخت نشستم .. جونگ کوک با تیشرت شلوارک مشکی و موهای خیس اومد بیرون ..
.
کوک : پرنسس حولمو میدی ؟
.
ا/ت : اوم بیا
.
کوک : مرسی پرنسس... چیزی شده ؟
.
ا/ت : نه فقط دارم قیافه ی کارلا رو مرور میکنم ..( خنده ) دیدیش چجوری فشاری شده بود ( خندههه)
.
.کوک : " شما چرا باهم خوابیدینننن " ( اداشو درمیاره )
.
ا/ت : وابییییی ( خنده )
.
ویو کوک *
.
بعد از خوش و بش کردن شروع کردم به خوشک کردن موهام‌... بعد با ا/ت رفتیم پایین ... با همه سلام کردیم به غیر از کارلا ..
رفتیم سر میز و صبحونه خوردیم ...
.
کانر : امم کوک میشه ی خواهشی بکم ؟
.
کوک : بگو
.
کانر : میشه این چند روزی که اینجاییم بریم بوسان؟ ( اگه کسی نمیدونه کجاست بگین بگم)
.
کوک : امم خبب
.
ا/ت : آره فکر خوبیه از آخرین باری که رفتم بوسان ۱ سالو نیم میگذره ..
.
کوک : باشه فردا راه میوفتیم.
.
ا/ت : مرسیی
.
.
.
میدونم این پارت خیلی بد شد ببخشید
فک کنم بتونم امروز ۲ یا ۳ پارت دیگه هم بزارم 🥲💗
دیدگاه ها (۱۴)

بچه ها فک نکنم دیگه امشب بتونم پارت بزارم فردا هم امتحان علو...

تولد مبارکککککک بوجی موجیییی💘😭

سرنوشت"p,15...ویو کوک *.سکوت سنگینی تو جاده بینمون بود ... س...

سرنوشت " p,14....یهو پدربزرگ از سالن غذا خوردی اومد بیرون و...

سرنوشت "p,37..تا اینو گفتم بلند شد و گفت .ا/ت : اومدم اومدم....

"سرنوشت "p,48...هیون : بسه دیگهه ( داد ) تا کی میخای بخاطر ا...

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط