{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تاراج بردند

به تاراج بردند
محصول دلم راکلاغ های مزاحم ...!



کاش !مترسک بودی ...!

نشسته بر مزرعهء دل

تا سالها عشق درو کنم

افسوس ...!

جز غروب نارنجی خورشید
هیچ نمانده ست
حتی ...کلاغ ها را ... !!!
@fuoad.⚘🌷 ⚘🌹 ⚘
دیدگاه ها (۲)

پای دوست داشتن تو که وسط باشدمیخوام دنیا نباشدزمین وزمان را ...

فریادِ بی صدا شده ام در گلویِ عشقتاوﻝگرفته پایِ دلﺍزجستجویِ ...

دلم قلمرو ِ جغرافیای ِ ویرانیستهوای ِ ناحیۀ ما همیشه بارانیس...

گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش ...

وقتی حسودی میکنه و ...

پارت۱پرورشگاهorphanageویو کوکدلم میخواست تو خونه تنها باشم ....

پرسه در جنگل...[پارت دهم]غروب...نور نارنجی خورشید از پنجره‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط