آواز مرگ
Part 1(ادامه قبلیه چون جا نشد)
تفی انداخت رو توگا که توگا جاخالی داد
باکوگو:اگه سال بالایی نبودی قبرتو کنده بودم!
رفت
لباسامو پوشیدم چون کوسه ی راحتی داشتم باید لباسام راحت بود واسه همین یه کراپ مشکی نخی تنم بود و یه شلوارک تا زانوی لی مشکی و دستش های سفید و خاصمو پوشیدم
توگا:مثل خودمی راحتی
کوروی:باید بخاطر کوسم ازاد باشم
باهم رفتیم و توگا رفت پیش دوستاش و منم رفتم سر تمرین
المایتو دیدم که صندلی کذاشته بود نشسته بود
خندم گرفت و کنترل کردم
اروم دم گوش اشیدو گفتم دلیل نشستن المایت چیه و اونم به همه گف
همه میخاسن یچی بشه که بخندن
المایت شروع به سخنرانی کرد و بعدشم شروع به تمرینای سخت و تکنیکی کرد
سه ساعت درگیر تمرین بودیم
بعدش نشستم رو یه نیمکت و یهو یه چهره که نباید رو دیدم....
^_________^
دوستان این پارت تموم شد پارت بعد فردا شب و چون نزدیک امتحاناست تمام تلاشمو میکنم تا پارت بدم
امیدوارو خوشتون بیاد
لایک و کامنت یادتون نره
بوس بای
#انیمه#کوسه#کوروی#توگا#ویسگون#مای_هیرو_اکادمی
#میدوریا#شوتو#حمایت
تفی انداخت رو توگا که توگا جاخالی داد
باکوگو:اگه سال بالایی نبودی قبرتو کنده بودم!
رفت
لباسامو پوشیدم چون کوسه ی راحتی داشتم باید لباسام راحت بود واسه همین یه کراپ مشکی نخی تنم بود و یه شلوارک تا زانوی لی مشکی و دستش های سفید و خاصمو پوشیدم
توگا:مثل خودمی راحتی
کوروی:باید بخاطر کوسم ازاد باشم
باهم رفتیم و توگا رفت پیش دوستاش و منم رفتم سر تمرین
المایتو دیدم که صندلی کذاشته بود نشسته بود
خندم گرفت و کنترل کردم
اروم دم گوش اشیدو گفتم دلیل نشستن المایت چیه و اونم به همه گف
همه میخاسن یچی بشه که بخندن
المایت شروع به سخنرانی کرد و بعدشم شروع به تمرینای سخت و تکنیکی کرد
سه ساعت درگیر تمرین بودیم
بعدش نشستم رو یه نیمکت و یهو یه چهره که نباید رو دیدم....
^_________^
دوستان این پارت تموم شد پارت بعد فردا شب و چون نزدیک امتحاناست تمام تلاشمو میکنم تا پارت بدم
امیدوارو خوشتون بیاد
لایک و کامنت یادتون نره
بوس بای
#انیمه#کوسه#کوروی#توگا#ویسگون#مای_هیرو_اکادمی
#میدوریا#شوتو#حمایت
- ۴.۴k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط