ویو ات
ویو ات
از رستوران رفتم بیرون
فکر نمیکردم که بخواد همچین پیشنهادی بده فک کردم یه پیشنهاد کاری باشه
حالا چه جوابی بدم قبول کنم یا نه
گشنمه واییییییییییییی چرا اومدم بیرون کاش غذا میخوردم
( ات رسید خونه )
وایی خیلی خستم برم استراحت کنم
نامجون: عع سلام
ات: اوو سلام
نامجون : کجا بودی
ات: رفته بودم خرید
تهیونگ : مگه با دوستات بیرون نبودی
ات: اممم خیلی خستم برم استراحت کنم
تهیونگ: اها😂😂باش برو استراحت کن
نامجون : چرا میخندی
تهیونگ : به من گفته بود میرم با دوستام بیرون
فک کنم خبراییه
نامجون : شاید😂
کوک:چرا میخندین
تهیونگ : هیچی بابا
کوک : بعدا بهم بگینا
نامجون : باش
از رستوران رفتم بیرون
فکر نمیکردم که بخواد همچین پیشنهادی بده فک کردم یه پیشنهاد کاری باشه
حالا چه جوابی بدم قبول کنم یا نه
گشنمه واییییییییییییی چرا اومدم بیرون کاش غذا میخوردم
( ات رسید خونه )
وایی خیلی خستم برم استراحت کنم
نامجون: عع سلام
ات: اوو سلام
نامجون : کجا بودی
ات: رفته بودم خرید
تهیونگ : مگه با دوستات بیرون نبودی
ات: اممم خیلی خستم برم استراحت کنم
تهیونگ: اها😂😂باش برو استراحت کن
نامجون : چرا میخندی
تهیونگ : به من گفته بود میرم با دوستام بیرون
فک کنم خبراییه
نامجون : شاید😂
کوک:چرا میخندین
تهیونگ : هیچی بابا
کوک : بعدا بهم بگینا
نامجون : باش
- ۱۷۸
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط