{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات: واییییییییییییی چی دارم میگم

ات: واییییییییییییی چی دارم میگم


(ویو ات) ساعت نزدیک ۱۲ بود رفتم یه دوش گرفتم که

ساعت ۱۲ و نیم شده بود بعد رفتم که روتین پوستیم رو انجام بدم

ات: خب همه کار هارو کردم، یا علی اتاقم تریکیده

یکم اتاقمو ردیف کرم( خیلی بی سوادم😂)


خدااا ساعت کی ۱ شد

ات: یه میکاپ ساده کردم لباس هم پوشیدم حالا جنگی برم سوار ماشین بشم



(لباس ات رو میزارم)



تهیونگ: کجا میخوای بری ؟


ات: امممم دارم با دوستام میرم بیرون


تهیونگ : اهاا مراقب باش

ات: باش خدافظ


تهیونگ: خدافظ


(ات رفت و سوار ماشین شد )


ادامه بدم؟
دیدگاه ها (۳)

لباس ات

ات رسید به همون رستوران ات: خب هیونجین کجاست؟هیونجین : ععع ا...

(فردا صبح)ساعت ۸ صبح(ویو ات) آفتاب دقیقا تو تخم چشام بود برا...

پارت ۳ (لایو رو قطع کردن)ات دید که قطع کردن گفت : من برم بخو...

آقای هوسوک پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط