میخواهم از این فاصله ها خانه بسازم
میخواهم از این فاصله ها خانه بسازم
یک خانه برای تو جداگانه بسازم
یک خانه صحرایی بی سقف پر از گل
با دور نمای پر پروانه بسازم
من در بزنم،باز کنی،از تو بپرسم
آماده ای از خواب تو افسانه بسازم؟
هر صبح مربای غزل،ظرف عسل،من
با نان تن داغ تو صبحانه بسازم
شاید به سرم زد،سر ظهری،دم عصری
در گوشه ی آن مزرعه میخوانه بسازم
وقتی که تو گنجشک منی،من بپرم باز
یک لانه به ابعاد دو دیوانه بسازم
میترسم از آن روز خرابم کنی و من
از خانه آباد تو ویرانه بساز
یک خانه برای تو جداگانه بسازم
یک خانه صحرایی بی سقف پر از گل
با دور نمای پر پروانه بسازم
من در بزنم،باز کنی،از تو بپرسم
آماده ای از خواب تو افسانه بسازم؟
هر صبح مربای غزل،ظرف عسل،من
با نان تن داغ تو صبحانه بسازم
شاید به سرم زد،سر ظهری،دم عصری
در گوشه ی آن مزرعه میخوانه بسازم
وقتی که تو گنجشک منی،من بپرم باز
یک لانه به ابعاد دو دیوانه بسازم
میترسم از آن روز خرابم کنی و من
از خانه آباد تو ویرانه بساز
- ۱.۴k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط