{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



چای بهانه بود
من نگاهت را می نوشیدم...
دیدگاه ها (۴۴)

خواستم‌جامی‌بنوشم مست‌چشمانت شوم لیک ترسیدم؛ به مستی،دل تو ب...

برخیز و در تمام جهان انقلاب کن روی سپاه عاشق خود هم حساب کنم...

وصف ڪردم عشق را باواژہ هاے بهترے از دلت گفتم غزل با شور و حا...

غمگینم ...مثل اونی که به عکس من زل زده و میگه :کاشکی تو مال ...

💘⛓️... -داشتم چای می‌نوشیدم به یکباره دلتنگش شدم ‌:) و اشک د...

عصر جمعه، دلچسب میشودوقتی که تو، بنشینی کنارِ مننگاهت کنم، ب...

چای می‌خواهم ولی قندان نیاور با خودتچای با شهد لبانِ توست چا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط