I lost you
I lost you
Part: 1
چان:
حدود ساعت ۳صبح بود مست بودم تازه از بار برگشته بودم
چان: چیه چرا دارید منو با نگاهتون میخورید شماها چتونه
لینو: باز کیو به فاک دادی
چان: هی کی گفته من کسیو ب_...
هیونجین: همه این موضوع رو میدونن
چان: اصلا ببینم چرا شماها سرکارتون نیستید؟
هیونجین: کار؟ خیلی بهت حال داده هیونگ نه؟ چانگبین هنوز برنگشته
چان: چی؟
لینو: هیچی تو برو بخواب حالت خوب نیست
رفتم توی اتاقم لباسمو عوض کردم و کارامو کردم بعدش دراز کشیدم روی تختم... وای باز فکر اون نمیزاشت بخوابم چطوری میتونست انقدر زیبا باشه... اون باید مال من بشه
توی همین فکرا بودم که خوابم برد
لینو و هیونجین:
لینو: وای خدا من پیر میشم تا عادت های مستی اینو از سرش بندازم وقتی مست میشه به اطلاعات مغزش میپره... ایش
هیونجین: کمتر غر بزن... بعدشم اون عادتای مستیش نیست... چان تا چیزیو که میخواد به دست بیاره ول کن نیست
لینو: منظورت چیه
هیونجین: اون پسره... کی بود؟سونگ..مین؟اره همون
لینو: این پیرمرد ول کن نیستا
*صدای زنگ تلفن لینو*
چانگبین: سلام هیونگگگ خوبییی
لینو: تو نمیفهمی این ساعت نباید زنگ بزنی اخه
چانگبین: زنگ زدم با هیونجین صحبت کنم
لینو گوشی رو داد به هیونجین و بلند شد و رفت توی اتاق
بعد چند دقیقه که صحبتشون تموم شد هیونم رفت پیش لینو
لینو: چیکار داشت؟
هیونجین: مثل همیشه داشت چرت و پرت میگفت... گفت که پروازش فرداعه
لینو: عه پس از فردا دوباره قراره قیافشو تحمل کنیم
هیونجین: عه اینجوری نگو دیگه
لینو: خیلی دوسش دارم میخوام بغلش کنم فشارش بدم ولی بعضی موقع ها اعصابمو خورد میکنه اخه الان وقت زنگ زدنه بزار ۲ دقیقه از دستت راحت باشیم دیگه
هیونجین: منم
لینو: میگم هیون
هیونجین: هوم؟
لینو: فعلا چانگبین نیومده و ما تقریبا بیکاریم میشه یه چیزی بخوام
هیون: اره
لینو: میخوام برام چطوری بگم هوف... برام سکس پارتنر پیدا کنی
هیونجین: شو..شوخیت گرفته
لینو: جدی میگم... اخرین باری که سکس کردم با اون عوضی بود
هیونجین: الان جدی میگی
لینو: فکر میکنی در این مورد با کسی شوخی دارم هیون؟
هیونجین: ن..نه
لینو: پس کارتو بکن
هیونجین: اخه الان سکس پارتنر چطوری پیدا کنم
لینو: دیگه من نمیدونم خودت میدونی و خودت
هیونجین: وای من از دست شما دوتا هور_...
لینو: ببند دهنتو *به شوخی*
هیونجین: اخرش شماها منو میکشین
ادامه...
Part: 1
چان:
حدود ساعت ۳صبح بود مست بودم تازه از بار برگشته بودم
چان: چیه چرا دارید منو با نگاهتون میخورید شماها چتونه
لینو: باز کیو به فاک دادی
چان: هی کی گفته من کسیو ب_...
هیونجین: همه این موضوع رو میدونن
چان: اصلا ببینم چرا شماها سرکارتون نیستید؟
هیونجین: کار؟ خیلی بهت حال داده هیونگ نه؟ چانگبین هنوز برنگشته
چان: چی؟
لینو: هیچی تو برو بخواب حالت خوب نیست
رفتم توی اتاقم لباسمو عوض کردم و کارامو کردم بعدش دراز کشیدم روی تختم... وای باز فکر اون نمیزاشت بخوابم چطوری میتونست انقدر زیبا باشه... اون باید مال من بشه
توی همین فکرا بودم که خوابم برد
لینو و هیونجین:
لینو: وای خدا من پیر میشم تا عادت های مستی اینو از سرش بندازم وقتی مست میشه به اطلاعات مغزش میپره... ایش
هیونجین: کمتر غر بزن... بعدشم اون عادتای مستیش نیست... چان تا چیزیو که میخواد به دست بیاره ول کن نیست
لینو: منظورت چیه
هیونجین: اون پسره... کی بود؟سونگ..مین؟اره همون
لینو: این پیرمرد ول کن نیستا
*صدای زنگ تلفن لینو*
چانگبین: سلام هیونگگگ خوبییی
لینو: تو نمیفهمی این ساعت نباید زنگ بزنی اخه
چانگبین: زنگ زدم با هیونجین صحبت کنم
لینو گوشی رو داد به هیونجین و بلند شد و رفت توی اتاق
بعد چند دقیقه که صحبتشون تموم شد هیونم رفت پیش لینو
لینو: چیکار داشت؟
هیونجین: مثل همیشه داشت چرت و پرت میگفت... گفت که پروازش فرداعه
لینو: عه پس از فردا دوباره قراره قیافشو تحمل کنیم
هیونجین: عه اینجوری نگو دیگه
لینو: خیلی دوسش دارم میخوام بغلش کنم فشارش بدم ولی بعضی موقع ها اعصابمو خورد میکنه اخه الان وقت زنگ زدنه بزار ۲ دقیقه از دستت راحت باشیم دیگه
هیونجین: منم
لینو: میگم هیون
هیونجین: هوم؟
لینو: فعلا چانگبین نیومده و ما تقریبا بیکاریم میشه یه چیزی بخوام
هیون: اره
لینو: میخوام برام چطوری بگم هوف... برام سکس پارتنر پیدا کنی
هیونجین: شو..شوخیت گرفته
لینو: جدی میگم... اخرین باری که سکس کردم با اون عوضی بود
هیونجین: الان جدی میگی
لینو: فکر میکنی در این مورد با کسی شوخی دارم هیون؟
هیونجین: ن..نه
لینو: پس کارتو بکن
هیونجین: اخه الان سکس پارتنر چطوری پیدا کنم
لینو: دیگه من نمیدونم خودت میدونی و خودت
هیونجین: وای من از دست شما دوتا هور_...
لینو: ببند دهنتو *به شوخی*
هیونجین: اخرش شماها منو میکشین
ادامه...
- ۴.۵k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط