میان سرخی سینه ی افقها ...
میان سرخی سینه ی افقها ...
در بین وسعت دیدگان صحرا ...
رسیده از سفر کاروان خسته
رسیده محمل دختران زهرا
دستان لرزان قبله ی سیادت
از سختی سفر می کند حکایت
سپاه جبرییل بال خود گشوده
عزیز فاطمه آمده زیارت
چشمان غرق خون ، دلهای شکسته
گلهای بی رمق ، مادران خسته
هر لاله روی خاک جای یک شهید است
هر کس سر قبر لاله ای نشسته
آثار خیمه ها مثل یک سراب است
آثار خونین بارش شهاب است
هر کس به سجده ی کعبه ی شهیدی
شهید علقمه قبله ی رباب است
بهار دیگری این خزان ندارد
مزار عاشقان سایبان ندارد
در زیر بار غم قامتها خمیده
سه ساله دیگر این کاروان ندارد
اشکی چکیده بر قبر یار زینب
کنار قبر او شد مزار زینب
افتاده روی خاک نوحه می سراید
ای بی کفن حسین ! ای سالار زینب !
وای حسین ! وای حسین ! وای حسین!
در بین وسعت دیدگان صحرا ...
رسیده از سفر کاروان خسته
رسیده محمل دختران زهرا
دستان لرزان قبله ی سیادت
از سختی سفر می کند حکایت
سپاه جبرییل بال خود گشوده
عزیز فاطمه آمده زیارت
چشمان غرق خون ، دلهای شکسته
گلهای بی رمق ، مادران خسته
هر لاله روی خاک جای یک شهید است
هر کس سر قبر لاله ای نشسته
آثار خیمه ها مثل یک سراب است
آثار خونین بارش شهاب است
هر کس به سجده ی کعبه ی شهیدی
شهید علقمه قبله ی رباب است
بهار دیگری این خزان ندارد
مزار عاشقان سایبان ندارد
در زیر بار غم قامتها خمیده
سه ساله دیگر این کاروان ندارد
اشکی چکیده بر قبر یار زینب
کنار قبر او شد مزار زینب
افتاده روی خاک نوحه می سراید
ای بی کفن حسین ! ای سالار زینب !
وای حسین ! وای حسین ! وای حسین!
- ۳.۸k
- ۱۱ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط