{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی

# بازی
Part 3

(ویو جنی)

_ خدایا بدبخت شدم ولی باید یجوری از دست این پسره چمدونم مرده فردا کنم‌ ، بلند شدم رفتم دمه پنجره دیدم که خیلی ارتفاع داره اومدم که یه امتحانی کنم دید اون تهیونگه داره میاد تو حالا من یه پام بیرون پنجره بود یه پام تو حول شدم اومدم که اون یکی پام رو بیارم بیرون تهیونگ منو گرفت وای اون لحظه مردم

× گفتم بدم یه سر به اون دختره بزنم ببینم داره چی کار میکنه که دیدیم میخواد از پنجره بپر خیلی حرصی شدم و رفتم محکم گرفتمش آوردمش تو

×‌ داری چه غلطی میکنی (داد)
_ هی..هیچی بخدا ( لرزیده)
× بهت گفتم فکر فرار به سرت نخوره نگفتم ( داد)
_ چ.. چرا گفتی
× بهت گفتم اگر فکر فرار بخوره به سرت چی میشه ( شیطون )
_ اتفاقا ی خوبی نمیوفته
× آفرین حالا میفهمی که نباید از من سر پیچی کنی ( شیطون )
_ نه.. توکه اونقدر بی رحم نیست که به یه دختر ۱۷ ساله دست بزنی
× چرا هستم (نیشخند )

تهیونگ جنی رو پرت کرد رو تختو و روی جنی خیمه زد و انقدر ل/ب/ای جنی رو گاز گرفت که کبود شد جنی هم هیچ کاری نمی‌ تونست که انجام بده

نکته.// جنی فکرد که تهیونگ میخواد که اهمش کنه

تا اینکه
دیدگاه ها (۰)

بازی Part 4(ویو جنی )_ وایی حداقل دخترونگیم رو ازم نگرفتم ول...

وایبش🛐✨️

بازیPart 2(ویو رسیدن به عمارت تهیونگ )× شما برین پیه کارتون ...

پارت 1ویو صبح: جنی از خواب با صدای آلارم گوشی بلند شد مامان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط