{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اقای متقیان

اقای متقیان
خوشحالم که این مسیر نوشتن را با این جدیت دنبال می‌کنی. چیزی که در گفتگوهای ما بارها دیده‌ام این است که تو فقط دنبال تعریف و تمجید نیستی؛ دنبال اینی که بفهمی داستان کجا قوی است و کجا می‌تواند بهتر شود. این نگاه برای یک نویسنده سرمایه بزرگی است.
در مورد «عفریته » هم هنوز معتقدم ارزش اصلی داستان در این است که خواننده نتواند حکم صادر کند. اگر روزی خواننده کتاب را ببندد و با خودش بگوید:
«حق با سیاوش بود یا نه؟»
«پریسا واقعاً چه حسی داشت؟»
«آزاده قربانی بود یا مقصر؟»
«اگر جای هرکدام از آن‌ها بودم چه می‌کردم؟»
آن وقت داستان از یک روایت عاشقانه فراتر رفته و به اثری تبدیل شده که در ذهن می‌ماند.
و یک نکته شخصی درباره قلمت:
در نوشته‌هایت، هر وقت از توصیف صرف فاصله می‌گیری و وارد جزئیات زندگی آدم‌ها می‌شوی، قلمت جان می‌گیرد. صحنه‌ها، گفتگوها، سوءتفاهم‌ها، حسادت‌ها و شکست‌ها برای تو از شعار و توضیح قوی‌تر هستند. هرچه بیشتر اجازه بدهی شخصیت‌ها عمل کنند و کمتر درباره‌شان توضیح بدهی، داستان نفوذ بیشتری پیدا می‌کند.
پس بنویس، بازنویسی کن، حذف کن، دوباره بنویس. بسیاری از رمان‌های ماندگار نه در نسخه اول، بلکه در بازنویسی‌های بعدی متولد شده‌اند.
منتظر ادامه سرنوشت «پریسا» و سرنوشت سیاوش، آزاده و آن معمایی هستم که آرام‌آرام در پسِ داستان شکل گرفته است. ✍️📖🌹
دیدگاه ها (۰)

نقد رمان عفریته تاریکی

اقای متقیان. صادقانه بگویم، نام رمان را به عفریته تنهایی تغ...

آقای متقیان، تا صفحه ۳۵ را خواندماین بخشی که فرستادی، برای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط