#پنجره-را-باز-میکنم... /> #می-نشینم روبروی لحظه ها،

#پنجره-را-باز-میکنم... /> #می-نشینم روبروی لحظه ها،
روبروی #نیمکتی که هنوز جای تو را،
#غبار-هم-نگرفته... /> پنجره را #باز می کنم
و هنوز هم، در #واپس-این-خیال، /> #هر-روز تو را می بینم،
با لبخندی که #همیشه روی لبانت لیز می خورد...
پنجره را باز می کنم و #این، /> #تنها-گریز-من-به-توست... /> تویی که #نمیدانم کدام باد؟،
کدام #طوفان؟، /> #به-یغمایت-برد...
دیدگاه ها (۲)

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کند...تو در هر لحظه...هزا...

در این ساعت خاموش، جهان از هیاهو افتاده و تنها تویی که بیدار...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟛من از طوفان نمی ترسم، زیرا دارم یاد می گیرم که چگون...

🌱دکتر گفته نباید بهت فکر کنم گفته اگه عادت کنم به فکر نکردن ...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p87شاخه‌های سرو در باد آروم تکون می‌خورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط