{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر باید تو را دوست نداشت!!

چقدر باید تو را دوست نداشت!!
چقدر باید بگذرد
تا تو را فراموش کرد؟؟!

عشق یک اتفاق بود
که در آغوش تنهایی من افتاد

و تو.........
درد بودی!!
که هر چه میگذرد بزرگ میشد
بزرگ و بزرگ تر.........

و شعر
تسکین قلب عاشق است
که مشت مشت سپیده های سفید
غزل های آبی و قصیده های بنفش
مینوشد!!

و من........
همان تنهایی عاشق که تا عمر باقی ست
برای فراموشی ات!!
نوش داروی شعر را سر میکشم......‌‌‌
دیدگاه ها (۳۶)

دیوانه وار در میان مردم شهربه دنبالت گشتم.......هر جا رسیدمی...

بیخیال تو بودم........سبکآزادرهامثل پیراهن بی گیرهروی بند،می...

اللهم عجل لولیک الفرج.........روز آدینه همه دوستان عزیز بخیر...

معجزه یعنی.......آغوش توکه شیرین میکند دریای شور دلم را!!......

My professor Chapter:2Part:9دختر تو آغوش پدرش بود و یقه ی پی...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

دوریاکی کوچولو"پارت نمد چند لایک بالای 8 تا#مایکی#سناریو#فیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط