{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر سیگار پر از خاکستر من

زیر سیگارِ پر از خاکسترِ من ،


فنجانِ سَر خورده ی قهوه . . . .


و پنجره ای که ،


پک میزند خالیِ اتاق را . . . .


همه خیره شدندبه سکوتِ من ،


که هرگز علامتِ رضا نیست . . . .


تنهایی شش دانگِ خودش رامی اندازد پشتِ قباله ام ،


وقتی مرا به عقدِ دائمِ درد در می آورد . . . .


حالا سالهاست ناگریزم از تمکین . . . .





"چقدر این شعربه پدرش رفته است"
دیدگاه ها (۱۱)

شمردنِ ستاره ها چاره یِ خوبی ست . . . .اما بد که بیاوری ،آسم...

من زنی را میشناسم که ،تمامِ دو راهی های ِ مرا ترمز می زند . ...

سرم داغ شده . . . .داغِ داغ . . . .لبهایِ تو راگیج می خورم ،...

مرا مرده به دنیا آوردند ،و من . . . . .یک عمربه احترامِ خودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط