{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کالورا خونه رو ترک کرد و من موندم با گرفتاری های خودم ..

کالورا خونه رو ترک کرد و من موندم با گرفتاری های خودم ..
اینکه چطوری از اینجا برم بیرون ؟! کجا برم؟! آ.ت کجاس ؟!..
ذهنم خالی از جواب بود ... چیزی برای گفتن نداشت
تلاش کردم تا دستامو باز کنم اما بی فایده بود
داد بلندی کشیدم.
جیغی که توش پر بود از ابهام و درد ...
صدای گریه ام بود که اتاق رو پر کرده بود ...
سرمو با صدای قدمی کسی بالا آوردم و با کانگ سو مواجه شدم ..
اون اینجا چیکار میکرد!!؟یعنی اونم...؟!
کانگ سو:« سلام رفیق!
شوگا:« تو اینجا چی میخوای؟!نگو که تو هم با اون کالورا همدستی ...
کانگ سو:« متاسفم منم بازیچه کالورام...الانم ب دستور همون اونجام..بهتره زودتر بری ..
آ.ت توی دستای دیو سیاه (کالورا) است ...
شوگا:« هردوتون تقاص پس میدید اگه فقط ی خراش روی اون دختر افتاده باشه ...
««««کانگ سو آدرس رو بهم داد و سریع از جلوی چشمام محو شد ... بدون معطلی سوییچ ماشین رو برداشتم و رفتم سمت آدرسی که داده بود ...اونقدر پامو روی پدال گاز فشار داده بودم که ممکن بود کنده بشه ...
چراغ قرمزا .ماشینا ، ترافیک همرو رد میکردم بدون مکث.
آ.ت تحملللل کنننن..
دیدگاه ها (۶)

از زبان آ.ت:«ضعف شدیدی داشتم و صورتم حسابی عرق کرده بود...سر...

ماشین رسید به اون محل ...به سمت تنها دری که اونجا بود حرکت ک...

شوگا:« ازت توضیح میخام!!!؟کالورا :« همه چیز واضحه آقای مین (...

کالورا ویوتصمیم داشتم شب ک اومد خونه همه چیو روشن کنم و به ا...

لارا :« خب تعریف کن ! دیشب چطور بود؟ چیکار کردی؟آ.ت:«( همه د...

تک پارتی شوگا( طولانیه)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط