شده لبریز میِ بوسه به جامِ دهنش
شده لبریز میِ بوسه به جامِ دهنش
وای ساقی! چه شود گر برسانی به منش
آسمان می درد از شوق گریبانش را
بی هوا وا بشود گر یقۀ پیرهنش
باغبان! رونق گلهای تو دادند به باد
نرگس و اطلسی و یاسمن و نسترنش
دلم از داغِ تو چون قوریِ چینی ترکید
به امیدی که مگر بند زند بندزنش
شاعری خواست میانبر برساند خود را
به خمِ موی تو رفت و نرسید انجمنش
این بیابان همه را پای سفر می بندد
فرقی اصلاً نبود بینِ نسیم و گونش
تف ب آن ملک که در آن هنرِ اهلِ هنر
کمتر است از هنرِ نعش کش و گورکنش
جایِ مردانِ خدا نیست در آن شهر که بت
بشکافد به تبر فرقِ سرِ بت شکنش
غلامعباس_سعیدی
وای ساقی! چه شود گر برسانی به منش
آسمان می درد از شوق گریبانش را
بی هوا وا بشود گر یقۀ پیرهنش
باغبان! رونق گلهای تو دادند به باد
نرگس و اطلسی و یاسمن و نسترنش
دلم از داغِ تو چون قوریِ چینی ترکید
به امیدی که مگر بند زند بندزنش
شاعری خواست میانبر برساند خود را
به خمِ موی تو رفت و نرسید انجمنش
این بیابان همه را پای سفر می بندد
فرقی اصلاً نبود بینِ نسیم و گونش
تف ب آن ملک که در آن هنرِ اهلِ هنر
کمتر است از هنرِ نعش کش و گورکنش
جایِ مردانِ خدا نیست در آن شهر که بت
بشکافد به تبر فرقِ سرِ بت شکنش
غلامعباس_سعیدی
- ۵۱۶
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط