{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌

کفش هایم کو
چه کسی بود صدا زد : سهراب ؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
و منوچهر و پروانه
و شاید همه مردم شهر
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد
ونسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا می روبد
بوی هجرت می آید
بالش من پر آواز پر چلچله ها ست
صبح خواهد شد
و به این کاسه آب
آسمان هجرت خواهد کرد...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۳)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

شب خردادبه آرامی‌ یک مرثیهاز روی‌ سر ثانیه‌ها می‌گذردو نسیمی...

#شب_خردادبه آرامی‌ یک مرثیهاز روی‌ سر ثانیه‌ها می‌گذردو نسیم...

کفش هایم کوچه کسی بود صدا زد : سهراب ؟آشنا بود صدا مثل هوا ب...

شب خرداد...به آرامی‌ یک مرثیهاز روی‌ سر ثانیه‌ها می‌گذردو نس...

شب خردادبه آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذردبوی هجرت...

شب خردادبه آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذردبوی هجرت...

شب خردادبه آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذردبوی هجرت...

شب خردادبه آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذردبوی هجرت...

شب خرداد بآرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد و نسیمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط