{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایستاده روی پلک‏هایم

ایستاده روی پلک‏هایم

ایستاده روی پلک‏هایم
موهایش فرو ریخته بر موهایم،
فرم دست‏های مرا دارد،
رنگ چشم‏های مرا دارد،
خودش را در سایه‏ام غرق می‏کند
مثل سنگی در آسمان.

چشم‏های همیشه باز دارد و
نمی‏گذاردم که بخوابم.
رویاهایش پر از نور
خورشیدها را بخار می‏کنند،
مرا می‏خندانند، می‏گریانند و می‏خندانند،
مرا به حرف می‏آورند
بی‏ آنکه چیزی برای گفتن داشته باشم.
دیدگاه ها (۱)

شب خوش خورشید ساعت 25

سلام.گر رود از پی خوباندل من مغدور است .

مرا با این سکوت عهدیست که عالم نمیفهمد .

I see a miracle in your eyes.For you who love you..

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴²روی تخت دراز کشیده...

«نگاه ممنوعه»**Part 9 — The Truth Hidden in His Eyes** برای ...

پژواگ در دنیا بی صدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط