{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

((( فغان )))

((( فغان )))
فغان از دل و از جفاهایِ دل.
ز آزارِ پنهان و پیدای دل.

فزاید دما دم غمی بر غمم.
چه سازم از این شور و غوغای دل ؟

نه دیروز و امروز شد یاورم.
نه امیدوارم به فردای دل.

چنان زورقی ، کشته بی بادبان.
ز ساحل گریزان شده ، پای دل.

وجودم ، سراسر به روز و به شب.
فغان دارد از دستِ یغمای دل.

الهی : کسی اندر این روزگار.
نکردد چو من زار و شیدای دل.

در این عمرِ کوتاه و بی اعتبار.
رهایم کن از دامِ رسوای دل.

عظیما : ز سینه برونش کنم.
شدم خسته از سنگِ خارای دل.
*****************
* شعر از عبدالعظیم عربی * خوزستان*
دیدگاه ها (۲۶)

((( گنجِ حق. )))نه هر ویرانه گنجی خفته دارد .نه دریا , دُر...

( زنده یاد : پروین اعتصامی شاعره نامدار) * برای شا...

( ‌‌دنیای مجازی) در مجازی چون که شد مأوای ما.وای بر امروز ...

👇 تقدیم به نَوِه , زیباترین هدیه👇 💗 💗 💗 شکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط