ویو ات

ویو ا/ت

اهههییشششش یه صبح دیگه بین اون هرزه ها 😑

سلام من ا/ت ام و دانشجو ام

قبل از اینکه برم دانشگاه خانم چوی (مدیر اون سگ دونی😂) گفت یکی میخواد منو به فرزند خواندگی قبول کنه 😎😎😎

پس رفتم پایین که ببینم کیه

وقتی رفتم یه پسر جذاب جلمو وایسا

عررررر چه هاتههههه

کوک_ ا/ت &

_سلامممم

&ام سلام

خانم چوی : من بیرون منتظرم

دوتاییمون باهم :البته

متعجب همو نگریستم 😂

_میگم اسمت چیه ؟
&ا/ت
_قشنگه ....... اسم منم جونگ کوکه .... تو بابا صدام کن
&مگه تو چند سالته
_هرچی باشه از تو بزرگ تر ام 😎
&بگو دیگه
۲۶_
تو چند سالت بود یادم رفت
&منم ۱۷

.....

مایل به حمایت ؟

امشب پارت بعدی رو میزارم
دیدگاه ها (۱۱)

بعد از دانشگاه بابا کوکی اومد دنبالم و رفتیم خونه _ات امشب م...

ویو ات چرا وقتی منو بوسید قلبم تن تند زد😰😰وای نه ات اون بابا...

فاکینگ ددی

سلامیه فیک نویس ساده که بایسش یونگی عهمی‌خوام یه فیک از کوکی...

فیک مافیای سیاه من part 3

سرنوشت "p,43...دست کوک رو گرفتم و با هم رفتیم توی پاساژ....ک...

love Between the Tides²⁹م: تو خونه ی ما براش نامه نوشته بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط