چند پارتی:وقتی بخاطر بیماری قلبی بچه نمیخواستی...
چند پارتی:وقتی بخاطر بیماری قلبی بچه نمیخواستی...
*ا/ت بلند شد،رفت ی دست لباس پوشید و رفت شرکت،اما نگهابان ها اجازه ندادن وارد شه،ا/ت هم برگشت خونه*
(کره جنوبی=ساعت 1:22PM)
٭★ا/ت★٭
*روی مبل نشسته بودم،فیلم میدیدم،در خونه باز شد،از جام پریدم،درسته..نامجون بود..اما با یکی دیگه..بدون هیچ توجهی به من رفتن توی اتاق،اما هیچ صدایی نمیومد،دیگه نتونستم تحمل کنم،تاکسی گرفتم و رفتم خونه بنگچان*
(کره جنوبی=ساعت 2:56PM)
ا/ت:ی لحظه وسط حرفم نپر(داد)
بنگچان:چطوری نپرم؟داشتی بچشو سقط میکردی؟کارت اشتباه بود
ا/ت:بنگچان من خواهرتم(داد)
بنگچان:اونم شوهر خواهرمه(داد)
ا/ت:اصلا میدونی چیه..نباید میومد پیشت..(بلند میشم)
بنگچان:بشین..
ا/ت:مگه سگتم؟
بنگچان:گفتم بشین ببینم(داد)
ا/ت:(نشستم)
بنگچان:میخوای چیکار کنی؟
ا/ت:همون طور که خودش گف بعد از اینکه بچه بدنیا بیاد طلاااااق
بنگچان:واقعا میخوای طلاق بگیری؟
ا/ت:معلومه..نمیتونم با همچین کسی زندگی کنم..
ادامه دارد...
*ا/ت بلند شد،رفت ی دست لباس پوشید و رفت شرکت،اما نگهابان ها اجازه ندادن وارد شه،ا/ت هم برگشت خونه*
(کره جنوبی=ساعت 1:22PM)
٭★ا/ت★٭
*روی مبل نشسته بودم،فیلم میدیدم،در خونه باز شد،از جام پریدم،درسته..نامجون بود..اما با یکی دیگه..بدون هیچ توجهی به من رفتن توی اتاق،اما هیچ صدایی نمیومد،دیگه نتونستم تحمل کنم،تاکسی گرفتم و رفتم خونه بنگچان*
(کره جنوبی=ساعت 2:56PM)
ا/ت:ی لحظه وسط حرفم نپر(داد)
بنگچان:چطوری نپرم؟داشتی بچشو سقط میکردی؟کارت اشتباه بود
ا/ت:بنگچان من خواهرتم(داد)
بنگچان:اونم شوهر خواهرمه(داد)
ا/ت:اصلا میدونی چیه..نباید میومد پیشت..(بلند میشم)
بنگچان:بشین..
ا/ت:مگه سگتم؟
بنگچان:گفتم بشین ببینم(داد)
ا/ت:(نشستم)
بنگچان:میخوای چیکار کنی؟
ا/ت:همون طور که خودش گف بعد از اینکه بچه بدنیا بیاد طلاااااق
بنگچان:واقعا میخوای طلاق بگیری؟
ا/ت:معلومه..نمیتونم با همچین کسی زندگی کنم..
ادامه دارد...
- ۶۰۲
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط