همه ما روزی فراموش خواهیم شد.

همه ما روزی فراموش خواهیم شد.
یکی در زیر خروارها خاک، یکی پشت پنجره، یکی زیر باران، یکی در آغوش دیگری و یکی در صبح جمعه ای سرد.
و بعد هر غروب جمعه که می شود دلمان برای خودمان می گیرد و از خودمان می پرسیم که چرا و چطور و چگونه فراموش شدیم که در خاطره ی هیچ درختی در هیچ خیابانی باقی نمانده ایم.
همه ما روزی فراموش خواهیم شد.
درست مثل تمام لحظاتی که می آیند و می روند و فراموش می شوند. مثل روزهای ابتدای جوانی که در همان حوالی برای همیشه فراموش شد و امروز آنقدر تغییر کرده ایم که دیگر باور آن روزها امکان پذیر نخواهد بود.
ما به دست خودمان فراموش می شویم بی آنکه بدانیم کجای راه دستمان از دست زندگی جدا شد و جاماندیم و حال چطور این حقیقت تلخ را باور کنیم که از میان این همه آدمی، دستی برای پیدا کردنمان دراز نخواهد شد.
ما بر بالشت نرمِ فراموشی خفته ایم و خواب مرگ میبینیم و فراموش شدنمان را فراموش می کنیم.
دیدگاه ها (۷)

آقا جان…نمی‌دانم این روزها بیشتر دلم برای دیدارت تنگ است یا ...

🔴 محرومیتی که خود اختیار کرده‌ایم! 🔹آیت الله بهجت (ره) می‌فر...

﷽چِلّه‌ی حدیث کِسا؛ به نیابت از چهل شهید 🕊السلام علیکِ یا فا...

🥀 مولای من... از پرونده اعمال ما خسته و دل‌شکسته‌اید؟!به این...

🔥 پالس‌ها و سیگنال‌های ضعف پزشکیان در مصاحبه با فاکس‌نیوز!!🚷...

پروانه جان

بدبختی های شاه با آمریکا

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط