بالاخره یک روزی یا نمیدانم یک شبی

📝
بالاخره یک روزی یا نمیدانم یک شبی
یک وقتی، یک بی وقتی، یک معجزه ای
میبینی همان است، همان که باید باشد
میبینی چقدر کنارش حالت خوب است
میبینی چقدر کنارت حالش خوب است
میبینی تمام قلب تو کم است
برای دوست داشتنش، برای خواستنش

میبینی هر روز بیشتر از روز قبل همدیگر را میخواهید
میبینی بالاخره پیدا شد
سر و کله همانی که باید پیدا میشد
میبینی چقدر زندگی قشنگ تر شده
میبینی چقدر روزها خوب است
شب ها چقدر پر از آرامش است
بالاخره همانی که باید میشد، شد
میبینی؟ بالاخره شد .

#سیما_امیرخانی
دیدگاه ها (۲)

‏دنیا جای ترسناکیه اگه یه صدای مردونه بهت نگه “هواتو دارم” ....

دور نباشدر این دنیای کوچک؛در این آغوش دنج؛نزدیک تر باش، از ر...

دلم‌ "آرامش" وارونه می خواهد ... یعنی "شما" را ...

آدم همیشه خودشو یه جوری راضی میکنه،چون که میبینه چاره ی دیگه...

وقتی به تو فکر می‌کنمبه طرح اندامت سایه انداختن ران‌هایت زیر...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۰راننده آروم تر گفت : انگار ترمز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط