عشق اغیشته به خون

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۴۰

راننده آروم تر گفت : انگار ترمز ماشین رو بریدن ..
تهیونگ : درسته .. برو ماشین رو ببر تا برسیش کنند و بهم خبر بده ..
راننده چشمی گفت ولی تهیونگ تند تر بلند گفت : و برو ببین کله دیروز جیمین کجا بود شرکت یا جای دیگه ای زود خبرم کن
مرد کت شلوار پوش سر خم کرد و رفت تهیونگ ماند با هزاران افکار و سکوت ..
کی چه مشکلی با این مرد داشت که بخواد ترمز ماشینش رو ببره هرچی بود موضوع بیخ پیدا می‌کرد .. تهیونگ در نهایت اوف ای کشید سپس بعد از خریدم دو بدطری آب خنک سمت همان جهنمی که فرار کرده بود رفت .. میون‌شی هنوزم روی زمین نشسته بود و سرش را روی دیوار گذاشته .. مین جی بی حال پلک روی هم گذاشته بود .. تهیونگ با گام های قوی مانند سمت اش رفت جلو میون‌شی نشست : بیا بخور .. میون‌شی آروم نگاهش کرد سپس با بی حالی بدطری را ازش یافت و در کنارش گذاشت .. تهیونگ غمگین نگاهش کرد سپس خم شد و پیشانی او را نرم بوسید
بلاخره آن در لعنتی هم باز شد .. همه هجوم بردند سمت آن دکتر آبی پوش میون‌شی با بغض تند گفت : من همسرش هستم .. حالش چطوره خوبه ؟
دکتر با مهربانی گفت : خطر جانی رفع شده
دخترک با ذوق خندید و تند سمت مین جی چرخید کوتاه بغلش گرفت و تند سمت دکتر چرخید تهیونگ جدی گفت : دکتر حالش خوبه ؟
دکتر : بله خونریزی مغزی کرده بود ولی با جراحی لیزری عملش کردیم دستش شکسته - قلب دخترک لرزید و با بغض نگاه کرد -
دکتر ساکت ماند سپس سمت تهیونگ چرخید : شما چه نسبتی باهاش دارین
تهیونگ: دو....ستشم ..
دکتر : بیمار رو به بخش خصوصی می‌بریم و شما هم با من بیایین باید راجبه چیزی صحبت کنیم .. تهیونگ جدی نگاهش کرد میون‌شی تند پرسید و با ترس گفت : چی شده ترو خدا بگین
مین جی : حالش .. که خوبه نه
تهیونگ جدی سمت مین جی نگاه کرد و آروم گفت : خودتون رو جمع جور کنید .. اینجوری شما رو ببینه خوبه
مین جی آروم نفس کشید سپس دست میون‌شی را گرفت و سمت صندلی کشید دکتر راهی شد پشت سرش تهیونگ هم گام برداشت ..
مین جی غمگین لبخند زد : میبینی جیمین چقدر قویه
میون‌شی غمگین لبخند زد و تند گفت : باید ببینمش .. باید .
.
دیدگاه ها (۱)

مین جی سری تکون داد سپس هر دو همراه یوبین به سمت اتاق جیمین ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۱باز کردن پلک / در آغوش مین جی غر...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۹لباس عروس یا کفن تیک‌تاک ساعت نشا...

همه شوکه بود نه از این حال مین جی از این افکارش . میون‌شی آر...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۶برخورد بدی در سرش گشت و بدون توجه...

مین جی عمیق نگاهش کرد و آروم گفت : تهیونگ ؟ از کس دوقطبی شدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط