{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

پارت اول
دستمالو تو دستم مشت کردم و به دستاشون که تو هم گره خورده بود خیره شدم..حس میکنم الانه که دود بالا سرم ببینن!!آی پهلوم..
یونهی:-جی ایون !؟
برگشتم سمتش و گفتم:-بله!؟
یونهی:-بهتره بریم!!
گفتم:-اما کوک!
یونهی :-درک میکنه!!(صداشو برای جمع کمی بلند کرد)اممم ببخشید دوستان من سرم درد میکنه مجبوریم بریم..جیونااا پاشو بریم!!
دست منو گرفت و بلندم کرد..رو به جمع تعظیمی کردیم..یی فان بی خیال لیوانشو پر کرد..با حرص دستم جمع تر کردم..دنبال یونهی کشیده شدم و از بار بیرون رفتیم  ..به خیابون خیره شدم..یونهی رفت کنار خیابون ایستاد..من و جیون تو پیاده رو بودیم..اصلا قدرت درک ندارم که چرا انقدر باهام سرد شده..قرار بود حداقل دوستای عادی باقی بمونیم!!
''فلش بک''
دیدگاه ها (۵۳)

#ارباب‌سنگدل #پارت_35_آخرین‌پارت شش سال بعد >>از پله ها ر...

نماد مرگ پارت شیشم

P²⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

The unwanted Roommate ویو جئون جونگ کوک: هوفففففف سرم داره م...

رمان همسایه ای از جنس شب و روز

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_13وارد آشپزخانه شدم..میخواست...

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط