پارت اول
پارت اول
دستمالو تو دستم مشت کردم و به دستاشون که تو هم گره خورده بود خیره شدم..حس میکنم الانه که دود بالا سرم ببینن!!آی پهلوم..
یونهی:-جی ایون !؟
برگشتم سمتش و گفتم:-بله!؟
یونهی:-بهتره بریم!!
گفتم:-اما کوک!
یونهی :-درک میکنه!!(صداشو برای جمع کمی بلند کرد)اممم ببخشید دوستان من سرم درد میکنه مجبوریم بریم..جیونااا پاشو بریم!!
دست منو گرفت و بلندم کرد..رو به جمع تعظیمی کردیم..یی فان بی خیال لیوانشو پر کرد..با حرص دستم جمع تر کردم..دنبال یونهی کشیده شدم و از بار بیرون رفتیم ..به خیابون خیره شدم..یونهی رفت کنار خیابون ایستاد..من و جیون تو پیاده رو بودیم..اصلا قدرت درک ندارم که چرا انقدر باهام سرد شده..قرار بود حداقل دوستای عادی باقی بمونیم!!
''فلش بک''
دستمالو تو دستم مشت کردم و به دستاشون که تو هم گره خورده بود خیره شدم..حس میکنم الانه که دود بالا سرم ببینن!!آی پهلوم..
یونهی:-جی ایون !؟
برگشتم سمتش و گفتم:-بله!؟
یونهی:-بهتره بریم!!
گفتم:-اما کوک!
یونهی :-درک میکنه!!(صداشو برای جمع کمی بلند کرد)اممم ببخشید دوستان من سرم درد میکنه مجبوریم بریم..جیونااا پاشو بریم!!
دست منو گرفت و بلندم کرد..رو به جمع تعظیمی کردیم..یی فان بی خیال لیوانشو پر کرد..با حرص دستم جمع تر کردم..دنبال یونهی کشیده شدم و از بار بیرون رفتیم ..به خیابون خیره شدم..یونهی رفت کنار خیابون ایستاد..من و جیون تو پیاده رو بودیم..اصلا قدرت درک ندارم که چرا انقدر باهام سرد شده..قرار بود حداقل دوستای عادی باقی بمونیم!!
''فلش بک''
- ۵.۷k
- ۰۱ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط