{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه به دل اسیرمش،

آنکه به دل اسیرمش،
در دل و جان پذیرمش

گر چه گذشت عمرِ من،
باز ز سر بگیرمش

راه برم به سوی او،
شب به چراغِ روی او

چون برسم به کوی او،
حلقۀ در بگیرمش

#مولانا
دیدگاه ها (۱۱)

همیشه ساعت قرارساعت ملاقات نیس؟بعضی وقتها ساعت بی قراریه من ...

دوست داشتن یک نوع تومـورِ بدخیمه پخش میشه تو بدن ...تا به خو...

قطار میرود...🌸 🍃 این دفترخاطرات توست،که تمام قافیه های باران...

بهار بی تو،در اندیشه من زندانیست،همه ی فصل ها سرد و بیمار،یخ...

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنیکه اگر کنی همه درد م...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط