{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

&فکر میکردم شنا بلد نیستی~

&فکر میکردم شنا بلد نیستی~
جیمین:منم همین فکرو میکردم اماا
+خفه شوووو
&دعواااا
همینطور حرف میزدم که یه دختره ای اومد سمت جونگکوک
*کوککک(عشوع)
&این دوس دخترتته؟
+مگه دوست دختر داری؟
&معلومه که نه بعدشم دوست دختر من از این خیلی خوشگل تره(خطاب به ا.ت)
پس یعنی دوست دختر داره
همینطور توی فکر بودم که یکی بغلم کرد و گذاشتم رو شونش
+هوی کصکش...
فلیکس:چطوری خوشگله
فلیکس بود
+بد نیستم تو بهتری
(علامت فلیکس ")
"چطو
+چرا نیومدی مدرسه
"خو چون حوصله تداشتم
+که اینطور
موهاشو گرفت و بافت کردم
"زندتتت نمیذارممم
+جرعتت
ویو کوک
ا.ت اونطوری روی کول فلیکس بود داشتم عصباتی میشودم دلم میخواست یه مشت توی دهن اون فلیکس
&بیایین جرعت حقیقت
+اممم باش
_اوکی
ته:حله
جین:همه هستن؟
همه:یسسس
&خب اول از ا.ت از من
+اوک.خب جرعت یا حقیقت
&جرعت
+گردن یکی از توی این جمع رو کبود کن
دیدم داره میاد سمتم
_میخوای گردن ا.ت رو کبود کنی؟
&اهوممم
☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~
#فیکشن#اسمات#فیک#کوک
دیدگاه ها (۷)

_میخوای گردن ا.ت رو کبود کنی؟&اهومم_هعی نمیشه&چرا؟_چون دوست ...

رفتم توی اتاق لاریسا من یه لباس خواب اضاف داشتم اینجا رفتم پ...

_برو عوض کن+نمیقواممم☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~ویو کوککه اینطور خا...

پارت۱۳

تک پارتی از لیوای

love in the dark②③چند ساعت بعدخونه بودم تو فکر یعنی چی میخوا...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط