{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم توی اتاق لاریسا من یه لباس خواب اضاف داشتم اینجا رفت

رفتم توی اتاق لاریسا من یه لباس خواب اضاف داشتم اینجا رفتم پوشیدم یه شرتک با پیراهن بود و رفتم پایین نشستم
&من میرم پتو میارم
+اوک
سرمو کردم ت گوشیم وارد گروع تلگرامون شدم
*ا.ت خیلی کراش شده بود
*وای دوست پسرش خیلی هات بود....
+جانن
*جونگکوکو میگیمم
+اون فقط دوستمه
گوشیم رو گداشتم کنار
&خب من اومدم
+خش اومدی
&میدونم
+خب ۳ تا اوردم ۳ نفری بدین روتون پتو بزرگه
یونگی:اوک فیلمم انتخاب کردم
هوبی:منم براتون رامیون اوردمم
جیمین:رامیونن میخوری(لبخند شیطانی)
نامی:خب بیاین گروه گروه بشیم
[نامجون جین هوبی]
[ یونگی فلیکس]
[لاریسا تهیونگ]
[ا.ت و کوک جیمین]
&حلهههه
رفتیم نشستیم پتو رو دادیم رومون (هوا یکم سرده داخل خونه)
همینطور فیلم میدیم که متوجه دست یکی روی رونم شدم فهمیدم دست جونگکوکه نگاش کردم
_هیسس(با چشمای خمار)
دستمو گذاشتم روی دستش تا دستش رو بلند اما بدتر شد دستمو گرفت زیر دستش و به کارش ادامه میداد
ویو کوک
رونش خیلی نرم بود اما هعی با دستش تقلا میکرد منم رونشو فشار دادم که یکم دردش گرفت نگام کرد
جیمین:ا.ت میشه بیام ت بغلت(کیوت)
+اهومم بیا بچم
ا.ت جیمینو گرفت توی بعلش و چون جیمین روش لم داده بود ا.ت هم روی من لم داد همینطور دستم روی رونش بود موهاشو بو میکردم که روی پیرهنم بخش شده بود
☆~☆~☆~☆~
پارت بعدو شب میزارمممممم اگه این پارت بیشتر از ۱۰ تا لایک بخوره ۲ پارت رو باهم میزارمممم
امیدوارم بترکونینننن🧸
#فیک#فیکشن#اسمات#وانشات#جونگکوک
دیدگاه ها (۱۳)

بچه ها بکی گفت عکس کاور رو بزارم منم گذاشتمم

☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~ا.ت ویوتوی بغل کوک احساس ارامش میکردم دلم ...

_میخوای گردن ا.ت رو کبود کنی؟&اهومم_هعی نمیشه&چرا؟_چون دوست ...

&فکر میکردم شنا بلد نیستی~جیمین:منم همین فکرو میکردم اماا+خف...

Part 14

پارت ۱۰

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط