عاشقی برای ما همیشه...
عاشقی برای ما همیشه...
کوچه های بسته،گامهای خسته بود...
سالهای سال سوختیم و ساختیم...
در شب فراق،در تب وصال بی امان گداختیم...
هرچه میرویم عشق مثل یک سراب از برابر نگاه ما ناپدید میشود...
گیسوان ما مو به مو سپید میشود...
گریه میکنی که نیستم...
بغض میکنم که نیستی...
مثل روزهای کودکی...
که با تمامی دلم برای یک مداد گمشده...
یک دوچرخه میگریستم...
ما هنوز کودکیم...
و قلب های ما هنوز کوچک است...
عاشقی برای ما قصه ی همان عروسک است...
کاش ما بزرگ میشدیم...
و عشق ها پا به پای ما بزرگ میشدند...
خسته ام...
از هر آنچه از قبیل عادت است....
کوچه های بسته،گامهای خسته بود...
سالهای سال سوختیم و ساختیم...
در شب فراق،در تب وصال بی امان گداختیم...
هرچه میرویم عشق مثل یک سراب از برابر نگاه ما ناپدید میشود...
گیسوان ما مو به مو سپید میشود...
گریه میکنی که نیستم...
بغض میکنم که نیستی...
مثل روزهای کودکی...
که با تمامی دلم برای یک مداد گمشده...
یک دوچرخه میگریستم...
ما هنوز کودکیم...
و قلب های ما هنوز کوچک است...
عاشقی برای ما قصه ی همان عروسک است...
کاش ما بزرگ میشدیم...
و عشق ها پا به پای ما بزرگ میشدند...
خسته ام...
از هر آنچه از قبیل عادت است....
- ۳۲۷
- ۲۷ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط