امشب دوباره نان فاحشگی ام را تقسیم خواهم کرد
امشب دوباره نان فاحشگی ام را تقسیم خواهم کرد
با پیرمرد علیل ِ پلاس سر ِخیابان هفتم!
همان که نه تن پوشی برای فروختن دارد و نه حتی تنی.........
همان که تا مرا از دور میبند
با لبخندی بی قیمت که دنیایی میارزد برایم
...مرا فرشته ی مهربان ِ خدا صدا میزند
مرا که هنوز داغی ِ تازیانه های حراج روی تنم گُرگُر میکند....
با پیرمرد علیل ِ پلاس سر ِخیابان هفتم!
همان که نه تن پوشی برای فروختن دارد و نه حتی تنی.........
همان که تا مرا از دور میبند
با لبخندی بی قیمت که دنیایی میارزد برایم
...مرا فرشته ی مهربان ِ خدا صدا میزند
مرا که هنوز داغی ِ تازیانه های حراج روی تنم گُرگُر میکند....
- ۶۸۹
- ۱۳ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط