با غمِ تنهایی ام دیگر مدارا کرده ام
با غمِ تنهایی ام دیگر مدارا کرده ام
با خودم یک خلوتِ جانانه برپاکرده ام
آخرش یک شب گلوی بغض راخواهم گرفت
من که هر شب گریه هایم را تماشا کرده ام...
گفته بودم بی تومیمیرم خدایی راست بود
چند وقتی هست هی امروز وفرداکرده ام...
شعر،بی چشمانِ تودرذهن من خشکیده است
این غزل را توی شالیزار پیدا کرده ام...
من حواسم نیست ازروزی که پیدایت شده
چند بار این دردِ سرکش را مداوا کرده ام....
ادعایِ بی خیالی پیش این عاشق نکن
من خودم یک عمر از این ادعاها کرده ام...
قول دادم این اواخر پاک باشم از دروغ
"دوستت دارم " ولی هر بار حاشا کرده ام...
با خودم یک خلوتِ جانانه برپاکرده ام
آخرش یک شب گلوی بغض راخواهم گرفت
من که هر شب گریه هایم را تماشا کرده ام...
گفته بودم بی تومیمیرم خدایی راست بود
چند وقتی هست هی امروز وفرداکرده ام...
شعر،بی چشمانِ تودرذهن من خشکیده است
این غزل را توی شالیزار پیدا کرده ام...
من حواسم نیست ازروزی که پیدایت شده
چند بار این دردِ سرکش را مداوا کرده ام....
ادعایِ بی خیالی پیش این عاشق نکن
من خودم یک عمر از این ادعاها کرده ام...
قول دادم این اواخر پاک باشم از دروغ
"دوستت دارم " ولی هر بار حاشا کرده ام...
- ۷۷۳
- ۱۰ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط