{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم مرو ای بود من،ای تار من ای پود من

گفتم مرو ای بود من،ای تار من ای پود من
آتش مشو دودم مکن، اینگونه نابودم مکن

عشق تو شد دمساز من، پایان من آغازمن
بندی شدم بازم مکن، دیوانه از نازم مکن

غافل مشو از یاد من، بشنو دمی فریاد من
اینگونه ناشادم مکن،پربسته آزادم مکن

آخر تو هستی جان من،پیمان من،ایمان من
دیگر پریشانم مکن، رو بر رقیبانم مکن

ای عشق آتش زای من، سرمایه ی سودای من
از عالمی پروا مکن،عاشق شدی حاشا مکن

آخر بگو این شور و شر،درقلب تو دارد اثر؟
با بوسه ای همچون شکر گفت از تو قدری بیشتر
دیدگاه ها (۲)

مهربانم یاد تو بر شعر من جان می دهددرد من را چشم تو یکباره د...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشتیا ناله من در دل سنگت اثری داش...

پیچ گیسوی بلندت دل ربایی می کند...غنچه لب های نازت خود نمایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط