{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت

ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت
یا ناله من در دل سنگت اثری داشت

یا شام فراقت ز پی خود سحری داشت
یا نرگس مخمور تو بر من نظری داشت

ترسم نشوی با خبر از حال دل من
تا سوسن و سنبل به در آید ز گِلِ من

هر کس که تو را دید ز خود کرد فراموش
هر کس که لبت دید شد از غیر تو خاموش

ایکاش شبی تنگ در آغوش تو باشم
می از کف تو گیرم و مدهوش تو باشم

خوش بخت تر از من بُوَد آن پیرهن تو
شب تا به سحر نرم خورد بر بدن تو

گیرد همه شب تنگ در آغوش تن تو
افتد به برش زلف شکن در شکن تو

ای ماهِ من، آه از تو، به عاشق نظری کن
ای آهِ من، آه از تو به قلبش اثری کن

ایکاش سرم بر سر زانوی تو باشد
یا پنجه من شانه گیسوی تو باشد

ایکاش بیایی و نهی لب به لب من
تا خوش گذرد با سر زلف تو شب من

گر دیده مهتاب چمن سایه و روشن
ای حور ز جا خیز که جنت شده گلشن
دیدگاه ها (۲)

گفتم مرو ای بود من،ای تار من ای پود منآتش مشو دودم مکن، اینگ...

مهربانم یاد تو بر شعر من جان می دهددرد من را چشم تو یکباره د...

پیچ گیسوی بلندت دل ربایی می کند...غنچه لب های نازت خود نمایی...

نیایش صبحگاهیخداوندا ،،،حال که منت نهادی و در بامدادی دگر بی...

🌱🍒شهر بر من تنگ شد، آهنگ صحرا می‌کنم  روی صحرا را ز اشک خویش...

🌱🍒تو به آسمان این دل اثری چو ماه داریبه دریچه های قلبم چه عج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط