یک گریبان نیست، کز بیداد آن مَه پاره نیست
یک گریبان نیست، کز بیداد آن مَه پاره نیست
رحم ، گویا در دل بیرحم آن مه پاره نیست
کو دلی کز آن دلِ بیرحمِ سنگین، نیست چاک
کو گریبانی کز آن چاکِ گریبان، پاره نیست
ای دلت در سینه، سنگِ خاره ، با من جور بس
در تن من آخِر این جان است؛ سنگ خاره نیست
جان اگر خواهی ، مده تا میتوانی دل ز دست
دل چو رفت از دست، غیر از جان سپردن چاره نیست..ِ
رحم ، گویا در دل بیرحم آن مه پاره نیست
کو دلی کز آن دلِ بیرحمِ سنگین، نیست چاک
کو گریبانی کز آن چاکِ گریبان، پاره نیست
ای دلت در سینه، سنگِ خاره ، با من جور بس
در تن من آخِر این جان است؛ سنگ خاره نیست
جان اگر خواهی ، مده تا میتوانی دل ز دست
دل چو رفت از دست، غیر از جان سپردن چاره نیست..ِ
- ۲.۴k
- ۱۳ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط