پارت6꧁♡꧂
پارت6꧁♡꧂
°همجنس منیــ ولیــ برایــ برای منـــی °
تهیونگ
تهیونگ وقتی اومد داخل در شوک بود چون کهه رئیسش اکسش بودد(فکر کردین جونکوکه؟🤣)
(اسم اکسش سناست علامتش~ )
~چه خبر آقای تهیونگ
تهیونگ آ س_سلام
~هنوز لکنت داری(لحن تمسخر)
تهیونگ خب م_مادر زادیه
~اره برای همین ابروم رو پیش دوستام بردی(کمی عصبی)
نفس عمیق کشید
تهیونگ نمیتونست بگه کارم رو نمیخوام چون به این پول نیاز داشت
~نگو که هنوزم سوسولی(بچه ها برای هیجان فیک این لقب هارو بهشون میدم وگرنه من گو.ه میخورم بهشون چیزی بگم)
تهیونگ...
~من گفتم انتقام میگیرم(برای چند لحظه ابروت رفت حالا)
تهیونگ ...
فلش بک به دو سال قبل
____
~عشقم مرسی که تولدم رو برام جشن گرفتییی
تهیونگ ف_فدات
~بیشتر رو حرف زدنت کار کن گلم
تهیونگ باش
پرش زمانی به کافه
تهیونگ عشقم تو بمون الان میام
~باشهه
تهیونگ خب بچه ها اماده این
بلههه
تهیونگ عشقم بیاـ
~باششش
یک دو سه
سوپرایزززززز
~وای مرسیی عشقممم
چند مین بعد
تهیونگ خب اینم از کیک شکلاتیمونن
بقیه
بهبههه
دوست~خب اقا تهیونگ چقدر سنا رو دوست داری؟
تهیونگ
خ_خیلی دوسش د-دارم
اون یکی دوست ~ سنا
اینکه این جشن خوب گرفته ولی بلد
نیست حرف بزنه(خنده ی بلند)
تهیونگ آ_آخه...
دوست ~ آ ا (مسخره کردن)
چی میخوای بگی بلد نیستی دو کلام زر بزنی(مثل ادم باهاش رفتار میکنی یا جرت بدمممم)
تهیونگ (بغض)
جشن تمام شد
~بهت گفتم بیشتر تمرین کن هی مادر زادیه مادر زادیه کل آبروم رو بردی
بسه دیگه من نمیخوام ادامه بدم بیا کات کنیم نه پول داری نه عرضه ی حرف زدن(خیلی بلند) (هوییی درست حرف بزننن)
تهیونگ...
~گمشو نمیخوام ببینمت
تهیونگ رفت
____
زمان حال
خب حالا انتقام هه😏
بچه ها بریزید روش
تهیونگ نه نه ل_لطفا
~گمشو
و شروع کردن به زدن تهیونگ (بی نام..وس هااااا)
ویوی جونکوک
.....
امیدوارم خوشتون بیاد🎀
دوستون دارمم🩷
°همجنس منیــ ولیــ برایــ برای منـــی °
تهیونگ
تهیونگ وقتی اومد داخل در شوک بود چون کهه رئیسش اکسش بودد(فکر کردین جونکوکه؟🤣)
(اسم اکسش سناست علامتش~ )
~چه خبر آقای تهیونگ
تهیونگ آ س_سلام
~هنوز لکنت داری(لحن تمسخر)
تهیونگ خب م_مادر زادیه
~اره برای همین ابروم رو پیش دوستام بردی(کمی عصبی)
نفس عمیق کشید
تهیونگ نمیتونست بگه کارم رو نمیخوام چون به این پول نیاز داشت
~نگو که هنوزم سوسولی(بچه ها برای هیجان فیک این لقب هارو بهشون میدم وگرنه من گو.ه میخورم بهشون چیزی بگم)
تهیونگ...
~من گفتم انتقام میگیرم(برای چند لحظه ابروت رفت حالا)
تهیونگ ...
فلش بک به دو سال قبل
____
~عشقم مرسی که تولدم رو برام جشن گرفتییی
تهیونگ ف_فدات
~بیشتر رو حرف زدنت کار کن گلم
تهیونگ باش
پرش زمانی به کافه
تهیونگ عشقم تو بمون الان میام
~باشهه
تهیونگ خب بچه ها اماده این
بلههه
تهیونگ عشقم بیاـ
~باششش
یک دو سه
سوپرایزززززز
~وای مرسیی عشقممم
چند مین بعد
تهیونگ خب اینم از کیک شکلاتیمونن
بقیه
بهبههه
دوست~خب اقا تهیونگ چقدر سنا رو دوست داری؟
تهیونگ
خ_خیلی دوسش د-دارم
اون یکی دوست ~ سنا
اینکه این جشن خوب گرفته ولی بلد
نیست حرف بزنه(خنده ی بلند)
تهیونگ آ_آخه...
دوست ~ آ ا (مسخره کردن)
چی میخوای بگی بلد نیستی دو کلام زر بزنی(مثل ادم باهاش رفتار میکنی یا جرت بدمممم)
تهیونگ (بغض)
جشن تمام شد
~بهت گفتم بیشتر تمرین کن هی مادر زادیه مادر زادیه کل آبروم رو بردی
بسه دیگه من نمیخوام ادامه بدم بیا کات کنیم نه پول داری نه عرضه ی حرف زدن(خیلی بلند) (هوییی درست حرف بزننن)
تهیونگ...
~گمشو نمیخوام ببینمت
تهیونگ رفت
____
زمان حال
خب حالا انتقام هه😏
بچه ها بریزید روش
تهیونگ نه نه ل_لطفا
~گمشو
و شروع کردن به زدن تهیونگ (بی نام..وس هااااا)
ویوی جونکوک
.....
امیدوارم خوشتون بیاد🎀
دوستون دارمم🩷
- ۲۷۰
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط